تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

يحرفون الكلم ولامبدل لکلماته

++++++++++++++++++++ شیعه شناسی و نهضت انتظار +++++++++++++++++++++


تحریف در تفسیر:

در شماره 285 آذر پیام جوابیه ای با عنوان«واژه ها را تحریف نکنیم» بر مطلب شماره ی قبل آن نشریه(آن مرد عوامگرا نبود) آمده بود. با اندکی تامل دریافتم که این عنوان شامل واژه ی تحریف نیز می شود. اما چطور؟

بی شک بزرگترین نبرد دنیای آینده نبرد بر سر مفاهیم است. مصادره ی یک سری مفاهیم از واژه های متشابه، ابزاری برای حمله به عموم مردم و وادار کردن افکار عمومی به مدلی از اندیشیدن است که منظورِ  مصادره کننده ی مفهوم است.

 

پس از یازده سپتامر، واژه ی تروریسم توسط کاخ سفید مصادره شد و دستاویزی برای دست اندازی به کشورهای دیگر پدید آمد. از آن پس عملیات بزرگ تروریستی به بهانه ی مبارزه با تروریسم به مرحله ی اجرا درآمد. حمله به افغانستان و عراق و انقلاب های رنگین در جمهوری های شوروی سابق از آن جمله اند.

البته امروز واقعیت بر تمامی ملل آزاد اندیش جهان هویدا گشته و دیگر کسی فریب واژه ی تروریسم را نخواهد خورد. لیکن زیاده خواهان برای نیل به مطامع نفسانی خود همواره در یک جبهه ی مشترک علیه مستضعفین قرار دارند و از همین ساده ترین راه به مدل فکری آنان حمله خواهند کرد.

 

شاهد دیگر این مدعا مصادره ی واژه ی «دیکتاتوری» است. امروز به وضوح شاهد سوء استفاده از فضای غفلتِ بوجود آمده ی ناشی از ادعای غیرمسئولانه ی یک فرد هستیم. در حالی که کودتای اقلیت علیه اکثریت روش دیکتاتورها برای رسیدن به حکومت است و این چیزی است که جریان مغلوب انتخابات امروز در سایه ی فضای غفلت بوجود آمده از همان ادعای بی بنیاد در پیش گرفته است.

 

در مطلب «آن مرد عوامگرا نبود» آقای تامّلی به نقد رفتارِ برخی مسئولین و مقایسه ی این رفتار با الگوی رفتاریِ انقلاب(امام راحل) پرداخته بودند. لیکن جناب آقای معین پوراین پیام را  درنیافته و در یک دید سطحی فقط به چند جمله ی متن، آنهم فارغ از مفهومِ کلی، گیر داده بودند.

لذا ضمن اعتقاد به اینکه بهترین جواب به آقای معین پور همان مطلب آقای تاملی است، بهتر است آقای معین پور به سوالات ذیل پاسخ فرمایند:

1- در جمله ی «به ظاهر همه جا سخن از اندیشه های امام راحل است، اما در باطن هیچ کس وقعی به آن نمی نهد.» واژه ی «هیچ کس» حامل یک معنی تحریف شده و القایی است و خواننده را دچار انحراف در برداشت می کند. منظور خود را از کاربرد این واژه توضیح دهید.

2- مسئولی را معرفی کنید که مردمی باشد ولی به عوامگرایی متهم نشده باشد. از بالاترین مقام اجرایی کشور تا سردبیرِ همین نشریه ی خودمان دو نمونه ی اینجانب هستند. شما هم نمونه ذکر کنید.

3- مردمی بودن غیر از عوامگرایی است. آقای تاملی نیز چنین معتقدند. یک بار دیگر مطلب ایشان را بخوانید آنگاه منظور خود را توضیح دهید.

4- بنظر شما علم چند تعریف دارد؟اگر علم امام را از سنخ علم خود می دانید سخت در اشتباهید. علم امام عین اعتقاد اوست ولی علم مدرن در بسیاری موارد رو در روی اعتقادات ماست.

5- بنظر شما چه کسی به امام جفا کرده است؟ آنکه آبشخور علم امام را تقوی و ساده زیستی و خداگونگی او می داند یا آنکه امام را برابر با یک سری دستاوردهای دنیای مدرن قرار می دهد و مدعی است که رفتار ایشان علمی بوده است؟

6- انگیزه ی شما از اینکه از یک مطلب عمیق برداشتی سطحی دارید و آنرا به خوانندگان تسری می دهید چیست؟ و آیا این نشانه ی تفکر عوامگرایانه ی شما نیست؟

7- مشخص کنید امام راحل تحصیل کرده ی کدام سیستم تفکر مدرن هستند. ما مدعی هستیم اندیشه های امام در عین سادگی بسیار فراتر از تمامی اندیشه های دنیای مدرن است. و دقیقاً به همین دلیل نمی تواند مقبول سیستم فکری امثال شماها باشد. اگر چنین نیست ثابت کنید که ادعاهای ما بر رفتار امام نشانگر تفکر مدرن ایشان است.

بسیاری از دستورهای ولاییِ امام با اصول مدیریت مدرن سازگاری نداشته اند.

دستور شکست حصر آبادان – دستور لغو حکومت نظامی در بهمن 57 – اصرار به ورود به وطن در 12 بهمن با وجود تهدید بختیار به زدن هواپیما و ... که این قسمت از دستورات بدلیل قبول ولایی از طرف مخاطبین اجرایی شد.  لیکن تعدادی از فرمایشات ایشان از جمله: حذف قیمت و تعرفه از آب و برق، پرداخت سهام نفت هر خانوار به ایشان و ...  که به هنگام ورود به میهن در بهشت زهرا ایراد فرمودند، بدلیل اینکه با الگوهای مدیریتی مدرن سازگار نبود و از طرف دیگر مورد پذیرش ولاییِ مخاطبین نیز قرار نگرفت، هنوز در مرحله ی حرف باقی مانده و احیاناً عده ای درصدد حذف این ایده ها هستند.

تصور باطلیست که با رحلت امام افکار و اندیشه های او نیز از بین می رود. شخص از بین می رود ولی شخصیت باقی می ماند. امروز نیز هرازچندگاهی مردانی بزرگ از جنس امام افکار و ایده های ایشان را مطرح و عملیاتی می کنند. مدیران و متفکرین مدرن نیز که بحمدلله در تمام ارکان نظام رسوخ کرده اند این افکار را نشانه ی عوامگرایی دانسته و چماق مدرنیته را بر سر ایشان می کوبند. امروز این تفکر خط امامی مورد تاخت و تاز تمامی جناح های سیاسی کشور است و از آن به گدا پروری و عوامفریبی یاد می کنند.

 

آن مرد مردمی بود. در عین اینکه مدرن نبود عوامگرا هم نبود.

 

  نوشته شده در  بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 14:44

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.