تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

دکترین حبیب

++++++++++++++++++++ شیعه شناسی و نهضت انتظار +++++++++++++++++++++


 

هرکس به دنبال انجام وظیفه ی خود باشد.

حبیب پشت کامپیوتر شخصی خودش که به کارخانه برده بود، با برنامه ی سالید وورک مشغول طراحی یکی از قطعات خط تولید بود.

یکی از همکارانش وارد اتاق شد ورشته ی افکار او را پاره کرد و با دلسوزی گفت: «تو کاری به کار بزرگترا نداشته باش. هرچی گفتن قبول کن تا راه رو برا پیشرفتت هموار کنن.» سرش را بلند کرد و خیلی جدی ادامه داد: «اونا کلی پول گرفتن. تو باید کارشونو را بندازی والّا...!»

حبیب دست از کار کشید. سخنان همکارش را قطع کرد و اینطور جواب داد: «من اینجا یه کارگرم و رشوه خواری و فساد به من مربوط نیست. این حرف ها رو می تونی در حراست کارخونه بزنی. اگر راست بود و ثابت کردی، اجر دنیا و آخرتت رو می گیری وگرنه یادت میدن که آدم نباید دروغ بگه.»

***

شرح و بسط این چند سطر به طرح دکترینی در اداره ی اجتماع می انجامد که بعنوان دومین دکترین دانشگاه هجرت و در رشته ی علوم اجتماعی به ثبت رسید و افتخار شرح و دفاع آنرا طی همین وب نوشت به شخص ایشان واگذار می کنم.

***

 

اگر همه اینجور بودند و اینطور می اندیشیدند چی می شد؟

چند نفر در ایران 70 میلیونی ما از امکانات شخصی خود فقط در محل کارشان (آن هم از نوع دولتی) استفاده می کنند؟

و چند نفر در کشور امام زمان! اینطور می اندیشند که تکلیف من انجام وظیفه است و حاشیه ی کار به من مربوط نیست؟

***

کشوری که در آن همه چیز به همه کس مربوط است، همین است. و رسیدن به این باور که من باید کار خودم را به بهترین وجه انجام دهم، قدم اول در پیشرفت است.

***

 حبیب آن روز نتوانست بدلیل عدم تعادل فکری کار خود را مانند بقیه ی روزها انجام دهد.

----------------------------------------------------------------------------------------

دکترین حبیب

در یک اجتماع سالم و پیشرفته هیچ کس در امور مربوط به دیگری دخالت نمی کند و هرکس وظیفه ی خود را انجام می دهد. ارگانی از دولت هم همه ی امور را در کنترل خود دارد که وظیفه اش تحقیق و تفحص و بدست آوردن اخبار است. (مثلاً سازمان یا وزارت اطلاعات یا استخبارات یا کانون حراست کشور)

همه ی اخبار و اطلاعات در کانونی بنام سازمان یا وزارت مذکور جمع می شود و مورد تجزیه و تحلیل قرارمی گیرد. و تمامی اشخاص و ارگان ها فقط به دنبال انجام وظایف محوله ی خود هستند. البته وظیفه ی سازمان مذکور هم همین استخبار و رسیدگی به انجام وظیفه ی دیگران است.

در این اجتماع، همه ی اخبار بایستی به اطلاع این کانون برسد و نشر هر گونه اخبارِ منفی اعم از صدق و کذب ممنوع، درحکم غیبت، تهمت و افترا تلقی شده و توسط همین ارگان مورد پی گرد قرارگرفته و منجر به اجرای حدود شرعی خواهد شد.

با لحاظ این دکترین، آیا بازهم کسی به همین راحتی می تواند با بیان چند جمله ی نامربوط، سازمان فکری کسی را که خود را برای کار و سازندگی مهیا کرده است به هم بریزد و موقعیتی برای سوء استفاده ی خود یا دیگران بوجود آورد؟     

 

  نوشته شده در  دوم آذر 1387ساعت 22:38

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.