تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

زن و جامعه

++++++++++++++++++++ تاملی در بنیان خانواده +++++++++++++++++++++


 

زن و جامعه:

دیدگاه اسلام نسبت به روابط زن و مرد چیست؟

و دلایل محدودیت در روابط زن و مرد کدام است؟

ایراد اینجاست که بجای توجه به اصول و بنیاد های مشکلات موجود، سعی می کنیم با ارائه ی ویرایش جدیدی از روشِ گذشته و یا با ارائه ی چیدمانِ جدیدی از پارامترهای موجود، به حل معضل بپردازیم، ناگاه در برابر مشکلاتی چند برابر قرارمی گیریم!

اسلام بعنوان یک مکتب جامع می خواهد مردان و زنان مسلمان با روحی آرام و جسمی سالم بتوانند قله های انسانیت و فلاح را فتح کنند و این امر جز با توجه به نیازهای غریزی و فطری امکان ندارد.

اولین قدم حرکت به طرف تعالی، چه برای زن، چه برای مرد و چه برای جامعه توجه رهبران جامعه به تربیت زن است.  شنیده ایم که از دامن زن مرد به معراج رود. مطمئناً جامعه ی فردا در دست زنانِ امروز است. زن بعنوان محور و کانون خانواده اساسی ترین نقش را در تربیت نسل آتی به عهده دارد و چنانچه این نقش توسط هر عاملی (حتی برنامه های دولتی) تضعیف گردد، صدمات جبران ناپذیری به جامعه ی آینده وارد خواهد شد.

امنیت حریم خانوادگی و روابط اجتماعی، مهمترین تأثیر را در تربیت صحیح زن دارد که باید مورد توجه خاص قرار گیرند. و این امنیت جز با کنترل روابط زن و مرد امکان ندارد.

در این بحث دو کلمه ی امنیت و کنترل نیاز به توضیح دارند:

امنیت:

 روابط زن و مرد در بیرون خانه باید به گونه ای تنظیم شود که:

1- امنیتِ حریم خانواده را تهدید نکند.

2- هرگاه یک زن تنها در میان مردان یا یک مرد نتها در میان زنان قرار گیرد، مطمئن باشد که به هیچ وجه در معرضِ خطری قرار ندارد.  

کنترل:

إعمال ِکنترل توسط نیروی قهریه حکومتی در بلند مدت تأثیر معکوس خواهد داد. لذا برای موفقیت در امر تربیت جنسی اجتماع، باید به شدت از طراحی و مهندسی برخوردهای اجتماعی پرهیز کرد و به روش های دیگری چون مهندسی برخوردهای درونی روی آورد و از طرف وجدان بیدار شخص خاطی، با او به مقابله برخاست. وجدان به عنوان پلیس درونی کارایی بیشتری خواهد داشت. همچنین کنترل های لطیفی که بوسیله ی خانواده اعمال می شود را نیز نباید از نظر دور داشت.

حجاب دروغین عده ای از زنان در جامعه ی امروز ما حاصل همین نوع برخورد ها و تلقیِ اجباری بودن حجاب است.    

- اسلام سخن گفتن دو نامحرم را (هر گاه نیاز ایجاب کند) جایز می داند. چنانچه در قرآن آمده، حضرت یوسف(ع) با زلیخا سخن گفت.

- نگاه کردن زن و مرد به همدیگر دارای احکام خاصی است که در رساله های توضیح المسائل آمده است و مطلقاً حرام نیست.

- آشنایی زن و مرد هم با همدیگر نیز به شرط برقراری امنیت از نظر اسلام جایز است.

(وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)

مردان و زنان باايمان، ولىّ (دوست) يکديگرند؛ امر به معروف، و نهى از منکر مى‏کنند؛ نماز را برپا مى‏دارند؛ و زکات را مى‏پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مى‏کنند؛ بزودى خدا آنان را مورد رحمت خويش قرارمى‏دهد؛ خداوند توانا و حکيم است!

زن و مرد برای هم آفریده شده اند، لذا در جامعه ی سالم و بدون خصومت و عقده های خرافی، باهم ارتباطی سازنده و مشروع دارند و دوستانه در صدد برطرف کردن کاستی های هم خواهند بود و این امر عروج الی الله و منتهای رحمت الهی است.

زنانگی زن استعدادی خدایی برای گرما دادن و صمیمیت بخشیدن به محیط خانواده و تولید و تربیت نسل سازنده ای برای آینده است. اگر این استعداد در مسیر نادرست صرف شود نتیجه از هم اکنون مشخص است: نسلی بی هویت و بی تربیت برای آینده.

 

یکی از دوستان اینچنین نظر دادند:

بسم حق و سلام به شما برادر گرامی.در رابطه با بحث حضرت آدم و ابوالبشر و ادامه نسل مطالبی میدانم که دقیقا با گفته های شما متناقض می باشد.اما برای بعد امتحانات می گذارم.و اما دو مطلب تازه:نوشته اید که:- آشنایی زن و مرد هم با همدیگر نیز به شرط برقراری امنیت از نظر اسلام جایز است.اصولا چون مخاطب یک فرد عامی است پس باید کلمه آشنایی را در این بحث کنکاش کرد.اگر از دید ازدواج به آشنایی بنگریم.از نظر اسلام صحبت دو نامحرم بدون اجازه والدین و اطلاع آنان برای ازدواج جایز نیست.(فانکحوهن باذن اهلهن و...نسا).

دوست عزیز سلام

آماده ی شنیدن بحث حضرت آدم و ابوالبشر بودن او و ادامه نسل او، چنانچه به حرامزاده بودن نوع بشر نیانجامد هستم.

*- کنکاشِ کلمه «آشنایی» مشکلی ندارد. من و شما نیز بنوعی با هم آشنا هستیم. به نظر ایرادی ندارد.

*- از دید ازدواج هم، اگر از نظر اسلام صحبت دو نامحرم بدون اجازه والدین و اطلاع آنان برای ازدواج جایز نیست، برای امور جزئی تری چون علم آموزی و ...(مانند آشنایی من و شما) چطور جایز می شود؟ (فقط بعنوان یک سئوال به ذهنم رسید!  نظر خودم را ننوشتم.)

*- (فانکحوهن باذن اهلهن و...) این آیه هم ناظر به نکاح به اذن والد است نه آشنایی. که البته بسیاری از حضرات آیات استثناهایی برای این آیه قائلند که دایره ی شمول فراوانی دارد. مثلاً عده ای برای دوشیزه ی رشیده اذن پدر را ضروری نمی دانند ولی استحباب تشریفاتی می دهند.

 

  نوشته شده در  نوزدهم خرداد 1387ساعت 3:19

...... |     |......

 

 

 

 

تأملی بر بنیان خانواده«1»:

++++++++++++++++++++ تاملی در بنیان خانواده +++++++++++++++++++++


 

انتظار خدا از یک دختر و یک زن چیست؟ و آیا اینان امروز چه اندازه به این موضوع می اندیشند؟؟؟

کدامیک اسلوب حقیقی یک دختر را تعیین می کند؟سنت یا مدرنیته؟ و دیدگاه اسلام در این مورد چیست؟

دیدگاه اسلام زن و مرد را یکسان نمیداند، لاکن آن دو را دارای  ارزش برابر از حیث انسانیت میداند.(علی الخصوص از نظر تقوی) اسلام زن ومرد را نه تنها از نظر جسمی ارزشمند می داند، بلکه به کردار آنان دقت نظر دارد: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِير».

در این آیه ملاک ارزشمندی زن و مرد تقوی بیان شده و همچنین بصورت ضمنی تفاوت های کم اهمیت، به عنوان دستمایه ای برای شناخت، مطرح گردیده است.

در اسلام جایگاه زن نه در برابر که در کنار مرد است. و هیچ کدام از زن یا مرد به تنهایی کامل نیستند. این هر دو سرباز یک سنگرند.

هنرمندی خدا هنگامی ثابت می شود که می تواند عواطفی میان دو جنس زن و مرد برقرار نماید و آن دو را درکنار هم به آرامش برساند.

دنیای مدرن، تمامی توان خود را برای رو در رو قرار دادن زن و مرد به کار گرفته و از هیچ عمل ناشایستی در این مسیر ابا ندارد. حتی با سیاست بازی و حیله گری تمام، از رسانه ها علی الخصوص تلوزیون، برای به سربازی گرفتن به اصطلاح طبقه ی زنان بر علیه مردان، آن هم بدون مزد، استفاده می کند. تا جایی که با ایجاد بیگانگی در درون خانواده ها تخم تفرقه را در تمام سطح اجتماع پاشیده و بنیان و ریشه ی تمامی روابط را در کنترل خود در می آورد. و با این کار به نوعی اجتماع را مدیریت کرده و به مسیر دلخواهش می اندازد.

 

نباید فراموش کرد که برای آغاز یک جریان جامعه ساز، تربیت صحیح زن قدم اول است و تمدن غرب این را به خوبی دریافته و به اجرا گذاشته است. لاکن تلاش امروز ما در تدارک مسیر مناسبی برای تربیت زنانی چون حضرت زهرا و حضرت زینب تکلیفی است که به آسانی قابل صرف نظر نیست.

  نوشته شده در  سوم خرداد 1387ساعت 16:50

...... |     |......

 

 

 

 

انتخاب همسر

++++++++++++++++++++ تاملی در بنیان خانواده +++++++++++++++++++++


تبیین اهمیت موضوع:

اهمیت امر ازدواج بدلیل تولید نسلی که ای بسا ممکن است هزاران سال امتداد داشته باشد، بسیار است. ازدواج يك مسئوليت است و مسئوليت را باید به بهترين وجه انجام داد.
امام صادق عليه السلام فرمودند: هنگامى كه يوسف صديق عليه السلام برادرش ، بنيامين را ديدار كرد، پرسيد: اى برادر، چگونه ازدواج كردی؟ بنيامين جواب داد: پدرم به من دستور داد و گفت كه اگر مى توانم نسلى داشته باشم كه زمين را با تسبيح الهى زنده كند، چنان نمايم.
اهمیت ازدواج تا اندازه ای است که مطابق روایات اسلامی هرکس اقدام به ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده است.

إذا تَزَوَّجَ العبدُ فَقَد استَکمَلَ نِصفَ الدّین، فَلیَتّقِ الله فی النّصفِ الباقی.      کنز العمال/44403

 

«آشنایی با ازدواج»

مراتبِ هدفِ ازدواج:

1- یافتن جوابی برای غرایز

2- کنترل غرایز

3- رسیدن به آرامش درونی

4- ندای فطرت و میل به جاودانگی

انواع ازدواج از نظر مدت:

1- ازدواج موقت

2- ازدواج دائم

انواع ازدواج ار نظر مدل:

1- بدون شرط: در این نوع از ازدواج شرطی برای برقراری ارتباط جنسی توسط هیچکدام از طرفین ذکر نمی گردد و محدودیت برقراری ارتباط توسط مرد تنظیم می شود به شرط آنکه از چهار ماه تجاوز نکند.

2- مشروط به ارتباط محدود: معمولاً در ازدواج موقت و گاه در ازدواج دائم یکی از طرفین شرط به ارتباط محدود می کند.

 

ازدواج های سنتی:

در دهه ها و سده های گذشته چنین معمول بود که والدین برای جوانانی که به سن ازدواج می رسیدند، تصمیم می گرفتند و با توجه به تجربیاتی که در طول زندگی به دست آورده بودند برای جوان خود به اصطلاح آستین بالا می زدند. البته گاه با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی جایگاهی هم برای پسند دختر یا پسر قایل می شدند. ولی تصمیم گیرنده ی اصلی پدرِ دختر و مادرِ پسر بود.

مادرِ داماد با توجه به ملاک هایی که داشت باید تشخیص می داد که این دختر از جهات مختلف آمادگیِ ایفای نقش یک زن در این خانواده یا طایفه را دارد یا خیر؟ و پدر عروس طرف دیگر ماجرا را برمی تافت و آمادگی ها و لیاقت داماد آینده اش را می سنجید و نظر رد یا قبول می داد. به دلیل گستردگی خانواده های سنتی و روابط بین اعضای آن، کارکرد این مدل قابل قبول بود.

 

ازدواج های امروزی(مدرن):

با بالا گرفتن سرعت سیر تحولات اجتماعی و نفوذ فرهنگ وارداتی، ازدواج های ما نیز به عنوان یک پدیده ی اجتماعی دستخوش تغییرات فراوانی از جهت محتوا و مدل شد. امروز به ندرت می توان کسی را یافت که هدفش از ازدواج، تعالی و رشد باشد. امروزه عموماً ازدواج بدون هدف و فقط در پی یافتن جوابی برای نیاز های جنسی صورت می گیرد و حداکثرِ هدفِ ازدواج نوعاً رسیدن به استقلال اندیشه، رفاه اقتصادی، فرار از پاسخ گویی به امر و نهی های والدین و جامعه و یک سری خواستهای به اصطلاح معقول دیگر است که هیچکدام نمی تواند در غایت جزء اهداف اصولی ازدواج قرارگیرد. این محتوا نیز با مدل های سنتی قابل دسترس نمی نماید. لذا نسل امروز بیکار ننشسته و در تکاپوی مدلی است تا بتواند پاسخگوی به اصطلاح نیازِ امروز باشد. لذا جوانان چه دختر چه پسر به دنبال گزینه ی مناسبی برای ازدواج هستند و نقش والدین تا حد واسطه ای برای یک معامله تنزل یافته است. اینجا دیگر پدر یا مادر نه تنها اجازه ی انتخاب ندارند، حتی هرگونه اظهار نظرِ منفی در مورد یک گزینه به مداخله تعبیر خواهد شد و ناچار والدین باید انتخاب همراه با منیّت های فرزندشان را برتابند.

جوانان امروز چه دختر و چه پسر، انتخاب همسر را حقّ بی بُروبَرگرد خویش تلقّی می کنند و معمولاً آمادگی هیچگونه بحث خارج از این میدان را ندارند. جالب اینجاست که این خواسته میان جوانان لائیک و مذهبی هم مشترک است و هرکدام به دنبال کشف گمشده ی خویش به مطالعه ی شخصیت دیگران پرداخته و این اجازه را به دیگران هم می دهند که خود نیز مورد مطالعه قرار گیرند.

لیکن آنچه غرض اصلیِ این مطالعه کردن هاست، در اصل ارتباطی به ازدواج ندارد و شانس یک ازدواج موفق را اگر پایین نیاورد، بالا نیز نخواهد برد. اندک توجهی به آمار طلاق در گذشته و حال روشنگر این مدّعاست.

وقتی صحبت از ازدواج و طی مراحل انتخاب در مدل امروزین است، حداکثر شانس یک پسر (و شاید دختر!) در موفقیت انتخابش معادل زمانی خواهد بود که بدون هیچ مطالعه و تحقیقی دست به این اقدام می زند و این نظری بدون اغراق، بل با تخفیف است. حداقل در هر انتخاب چشم بسته جنبه های توفیق احتمالیی وجود دارند که با انتخاب آگاهانه در مدلی نادرست با توجه فراوان به وجوه کم اهمّیت قضیه، از میان خواهند رفت. لذا شاهد یک ازدواج کاملاً منحط خواهیم بود.

در انتخاب های امروزین معمولاً اشتباه بزرگ دیگری هم اتّفاق می افتد و آن اینست که جوان امروز بجای انتخاب همسر بدنبال انتخاب همکار است. هرکدام از طرفین، در گزینش طرف دیگر تفاوتِ استعدادهای زن و مرد و ساختار جسمی و روحیِ آن دو را ملاحظه نمی کنند و مهمّتر از آن نقش و غایت مشترکی برای هر دو قائلند. این نگرش به معنی هم عرض دانستن زن و مرد است که در نهایت به درگیری و کنتاکت خواهد انجامید.(چینی ها می گویند: اگر دو ببر زیر یک سقف باشند، حتماً یکی آن دیگری را از پای درخواهد آورد.)

ازدواج دو پزشک، دو معلم، دو محقق و دو تحصیل کرده، لزوماً ازدواج موفقی نخواهد بود. و ای بسا دانشمند که زنی کم سواد ولی فرزانه داشته اند. در حالیکه اگر زن و مرد را در طول هم قراردهیم، معادله ای اتفاق می افتد که بسیار جالب می نماید؛ مردِ قهرمانِ عرصه های نبرد برخوردهای فیزیکیِ بیرون خانه را مدیریت می کند و تدارک روزی می بیند و زن با نیرویِ خدادادِ عاطفی، برای اعضای خانواده آرامش فراهم کرده و به تربیتِ فرزندان همّت می گمارد. آن یکی در سنگر و این یکی در پشت جبهه ایفای نقش می کنند.

 

«ملاک نظرِ من است؟!!!»

اینکه «در انتخاب همسر ملاک را نظر پسر یا دختر بدانیم» نقطه ی فساد انتخاب همسر شایسته است. ملاک همواره باید بر «حق» استوار باشد، نه اینکه نظرِ من هرچه باشد «حق» همان است. زیرا «حق» متبوع است نه تابع. دلیل ساده ی این موضوع کاملاً روشن است؛ بُرد محاسبات آینده شناسیِ یک انسان که نهایتاً 80 سال عمر می کند و هر روز به نسبت دیروز دارای مشغله و معضله ی بیشتری است، تا چه اندازه ای است؟! قدّ و قواره ی منِ نوعی برای انتخابی که تأثیرِ آن شاید تا هزاران سال باقی باشد، تا چه اندازه متناسب است؟!! کاملاً روشن است که مبسوط الیدِمطلق و لا قید دانستنِ خویش در انتخابی راهبردی با تأثیری کلان و ابدی اشتباهی بزرگ و جبران نشدنی است.

«بَل جائَهمْ بِالْحقِّ وَاَكثَرُهُمْ لِلْحقّ كارِهون وَلَوِاتَّبَعَ الْحقُّ اًهْوائَهُم لَفَسَدَت السّمواتِ والْاَرض ومَنْ فیهنَّ بَلْ آتَیناهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُم عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعرِضونَ» 70و71/مؤمنون

( بلكه حقّ را بر آنها آورده ولیكن اكثر آنها از حقّ متنفرند(نظر دین را برنمی تابند) و اگر حقّ تابع هواى نفس آنان شود، همانا آسمان ها و زمین و هرچه در آنهاست فاسد خواهد شد. بلكه ما براى تذكّر آنها (قرآن) را آوردیم و آنان از او اعراض كردند).

آیا بهتر نیست که در این معادله «خدا» بجای «من» انتخاب کند؟ و مگر ممکن است خدا این نیاز مرا ندیده و برنامه ای برای آن نداشته باشد؟؟

 

«منطق عقل» و «منطق حواس»:

قوس صعود و نزول انسان از «خلیفة اللهی» تا«اولئک کالانعام بل هم اضلّ» است. او در انتخاب مسیر درست یا نادرست مختار است. «ونفسٍ و ما سوّاها فَألهَمَها فُجورَها و تقویها»    شمس/7و8

هرکس با تبعیت از منطق حواس و غرایز، عقل را واگذارد در فجور است، چرا كه(وجود حیوانى) «عاجله» را برتافته و «آخرة» را رها می کند. «عاجله» را نقد مىپندارد و «آخرة» را نسیه: 

«بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَتَذَرونَ الْآخِرةَ»   قیامت/20و21

«مكر شب و روز» آدمی را فریفته و او آخرت را دور می پندارد. شیطان نیز همسو با مقتضاى شهواتِ انسان، دنیا را مى آراید و او را درجهت تبعیّت از نفسانیّات مسیر می دهد. لذا آدمی خدا را فراموش می کند و خود وارد عرصه ی تعیین سرنوشت می شود. عقلِ عاقبت نگر را مبدّل به عقل حسابگر می کند و با ابزار عقلی که می باید امورش را با برنامه های الهی تطبیق دهد، به جمع بندیِ دریافت های حسّیِ خود می پردازد و به این ترتیب بدبختیِ خویش را رقم می زند.

 

«نمونه ی قرآنی ازدواج»:

هنگامی که حضرت موسی(ع) پس از درگیری با قبطیِ فرعون که منجر به قتل قبطی می شود از مصر فرار می کند، در نزدیکی مَدیَن در سایه ی درختی آرام می گیرد. ماجرایی اتفاق می افتد که در قرآن به عنوان تنها نمونه ی مفصل ازدواج نقل شده است:

«وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاءَ السَّبِيلِ وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌفَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌفَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَقَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُقَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ قَالَ ذَلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَاعُدْوَانَ عَلَيَّ وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ»       قصص/22-28

و هنگامى که متوجّه جانب مدين شد گفت: «اميدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدايت کند!»و هنگامى که به (چاه) آب مدين رسيد، گروهى از مردم را در آنجا ديد که چهارپايان خود را سيراب مىکنند؛ و در کنار آنان دو زن را ديد که مراقب گوسفندان خويشند (و به چاه نزديک نمىشوند؛ موسى) به آن دو گفت: «کار شما چيست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمىدهيد؟!)» گفتند: «ما آنها را آب نمىدهيم تا چوپانها همگى خارج شوند؛ و پدر ما پيرمرد کهنسالى است (و قادر بر اين کارها نيست.)!»موسى براى (گوسفندان) آن دو آب کشيد؛ سپس رو به سايه آورد و عرض کرد: «پروردگارا! هر خير و نيکى بر من فرستى، به آن نيازمندم!»پس يکى از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالى که با حيا گام برمىداشت، گفت: «پدرم از تو دعوت مىکند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را که براى ما انجام دادى به تو بپردازد.» هنگامى که موسى نزد او [= شعيب] آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: «نترس، از قوم ظالم نجات يافتى!»يکى از آن دو (دختر) گفت: «پدرم! او را استخدام کن، زيرا بهترين کسى را که مىتوانى استخدام کنى او آن کسى است که قوىّ و امين باشد!»(شعيب) گفت: «من مىخواهم يکى از اين دو دخترم را به همسرى تو درآورم به اين شرط که هشت سال براى من کار کنى؛ و اگر آن را تا ده سال افزايش دهى، محبّتى از ناحيه توست؛ من نمىخواهم کار سنگينى بر دوش تو بگذارم؛ و ان شاء الله مرا از صالحان خواهى يافت» (موسى) گفت: «(مانعى ندارد،) اين قراردادى ميان من و تو باشد؛ البته هر کدام از اين دو مدّت را انجام دهم ستمى بر من نخواهد بود (و من در انتخاب آن آزادم)! و خدا بر آنچه مىگوييم وکیل است!»)

 

توجه به نکاتی در ازدواج حضرت موسی(ع):

1- امید به رحمتِ هدایتِ خدا هنگام ورود به مدین (توکّل)

2- توجه به وظیفه ی انسانی در آب دادن به گوسفندان آن دو دختر که برای موسی ناشناسند، و تصور هیچ خیری از آن ها در ذهن موسی(ع) نیست و این عمل موسی(ع) فقط قربتاً الی الله است.

3- دعا ی« رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ» آن هم پس از خیر رساندن به نیازمند.

4- اجابتِ بلافاصلة دعای موسی(ع)، در شرایطی که اندک خطایی از موسی (ع) سرنزده.

5- موسی(ع) زور بازو و استعدادهای خدادادی و فیس و افاده ی خانواده ی سلطنتیِ فرعون را(که در این خانواده بزرگ شده و هنوز به نبوّت هم نرسیده) به رخِ یک خانواده ی چوپان نمی کشد! و پیشنهاد شعیب را بدون مذاکره با دخترشعیب و حتی سنجیدن به اصطلاح منطقی میان خود و دختر شعیب، می پذیرد و خدا را بر آن وکیل می گیرد.

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است          راه رو گر صد هنر دارد توکل بایدش

 

قواعدی از قرآن و روایات برای ازدواج:

إن یَکونوا فُقراءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِهِ     32/ نور

از نظر قرآن ثروت یا فقر مادّی ارتباطی به اصل ازدواج ندارد. بنا براين اگر ترس از فقر مانع ازدواج شود، در واقع بدگمانى نسبت به شأن خداوند خواهد بود. آنچه در اسلام از نظر اقتصادی دارای اهمیت می باشد غِنایِ کفافی است:

«رسولُ الله(ص): اللهمَّ ارزُق محمداً وآلَ محمدٍ ومَن أحبَّ محمداً وآلَ محمدٍ، العِفافَ والکفافَ. وارزُق مَن أبغَضَ محمداً وآلَ محمدٍ المالَ والبَنونَ.»        کافی/ج2/ص140/ح3

راهبردِ قرآنی ازدواج بسیار فراتر از آنچیزی است که در تصور ابتدایی ماست. چنانچه در سوره ی فرقان هنگامی که باریتعالی صفاتِ (عِبادُ الرَّحمان) را برمی شمرد، زبان حالشان را چنین یادآور می شود که:

وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا    74/ فرقان

توجّه به این نکته در آیه ی فوق مهمّ است که نِیل به مقام امامت متقین در مرتبه ی پس از رسیدن به قرّةُ العینی است که قرار است خدا از راه ازواج و ذُرّیّات هِبِه شان کند. لذا بدون یک خانواده ی موفّق نمی توان به مقامِ امامُ المُتّقین رسید.

ولایتِ «الله» نیز در گرو یک هدف در نکاح است: «الله»

رسول الله(ص): مَن نَکَحَ ِلله وَ أنکَحَ ِلله إستَحَقَّ وِلایَة الله محجة البیضاء/ ج3 /ص54

سفارشی که به دقت در دین زن و مرد در یک ازدواج شده تا اندازه ای است که نمی توان به سادگی از آن گذشت.

رسول الله(ص): لایَختار حسنُ وجهِ المرأةِ علی حسنِ دینِها کنز العمال/44590

زیبا رویی زن بر حسن دینش ترجیح ندارد.

امام حسن نیز به مردی که در ازدواج دخترش مشورت خواست می فرماید که دخترش با مردی متقی پیمان ازدواج بندد، چراکه اگر مرد متقی زنش را دوست بدارد گرامیش دارد و چون از او ناخرسند گردد به او ظلم نکند.

جاءَ رجلٌ الی الحسنِ(ع) یَستَشیرهُ فی تزویجِ إبنَتِه، فَقال:

زَوِّجها مِن رَجُلٍ تَقیٍّ، فَإنَّّهُ إن أحبّها أکرَمَها و إن أبغَضَها لَم یَظلَمَها مکارم الاخلاق/ج1/ص446/ح1534

***

و اَعجبِ احادیث در مدل ازدواج از امام رضا(ع) که می تواند خلاصه ای بر کل این مبحث باشد:

لَو لَم تکُن فی المُناکِحةِ والمصاهرةِ آیةٌ مُحکَمةٌ و لاسنّةٌ متّبِعةٌ، لَکانَ فیما جَعَلَ اللهُ فیها مِن بِرّ القریبِ و تَألّفِ البَعیدِ، ما رغبَ فیهِ العاقلُ اللبیب،و سارعٌ الیهِ الموفّقُ المصیب. مکارم الاخلاق/ج1/ص449/ح1541

اگر ازدواج بر سنت متبوع و نشانه ی محکمی استوار نباشد، آنچه خدا در آن قرارش داده خوشی های نزدیکی است که به اُلفت انجامیدنشان بعید است. انسان عاقل رغبتی در این ازدواج نمی کند و آنکه بسوی این ازدواج رود، همراهِ مصیبت هاست.

 

احکام معطّل و مسائل ناگفته:

احکام تعطیل مانده و مسائل نگفته ی فراوانی در موضوع ازدواج باقی است که تحقیق و اندیشه ی صاحبنظران را می طلبد. آیا با وجود لایه های فلاکت بار فقر، شرایط احیاء (ملک یمین) فراهم نیست تا با عمل به 14 آیه ی قرآن فصلی نو در روابط اجتماعیمان تعریف شود؟ و آیا با وجود آمار چند برابریِ دخترانِ دَمِ بخت نسبت به پسرانِ آماده ی ازدواج، هنوز باید از طرحِ تعددِ زوجات خجالت کشید و به آیاتِ قرآنی در این مورد هم بی توجه بود؟

  نوشته شده در  بیست و یکم فروردین 1387ساعت 2:10

...... |     |......

 

 

 

 

گذری بر حجاب در قرآن

++++++++++++++++++++ تاملی در بنیان خانواده +++++++++++++++++++++


گذري بر حجاب در قرآن

چندي پيش طي مباحثه اي كه با يكي از شخصيتهاي قرآني در تهران داشتم، ايشان اشاره اي به موضوع عدم الزام عموم به حجاب در قرآن نمودند. لكن توضيح خاصي در اين مورد ندادند، به اين ترتيب بود كه انگيزه تحقيق و پرس و جوي بيشتر براي اينجانب در مورد اين موضوع جنجالي بوجود آمد.

در آيه 59 سوره احزاب ميخوانيم: (يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و ازواج المومنين...) كه دايره شمول آيه شامل سه دسته است يا بعبارت ديگر حكم صادره در ادامه اين آيه سه گروه را شامل ميشود:

1-ازواج رسول الله(ص)

2-دختران رسول الله(ص)

3-نساء مومنين «البته توجه به اين نكته لازم است كه در مورد اخير "مومنين" همان شوهران "نساء" هستند فلذا نبايد "مومنين" را صفت "نساء" دانست كه در اين صورت بايستي از كلمه "مومنات" استفاده مي شد».

نكته مهم در اين قسمت از آيه همراهي خاصي است كه در بيان اين سه گروه وجود دارد و به همراه هر جنس مونث اشاره اي بصورت مضاف اليه به يك جنس مذكر شده است. و از اين قرينه ميتوان دريافت كه حجاب براي زنان بخاطر مردان «شوهران» و تحت نظر و فرمان آنها بوده و با ايمان آنها رابطه مستقيم دارد. و در موضوع حجاب مردان مومن مستقيماً ذينفعند. اين موضوع لااقل قسمتي از فلسفه حجاب است كه توضيح آن در ادامه مطلب آمده است.

در ادامه آيه ميخوانيم: (...يدنين عليهن من جلابيبهن...) كه شامل يك بحث لغوي و يك بحث عقلي است.

بحث لغوي: ريشه كلمه "يدنين" از "يدي" به معني "دست" ميباشد. و "يدنين" يعني "باز كردن و گستردن" {با توجه به اين نكته كه "دست = باز" است و "مشت = بسته"}.

بحث عقلاني: غالب مفسرين بحث لغوي را در مورد "جلباب" انجام داده اند در حاليكه پس از مشخص شدن مفهوم "يدنين" ديگر نيازي به اين مباحث وجود ندارد و روشن است كه منظور آيه "باز كردن و گستردن" جلباب بر روي آن گروههاي زنان است. نه "پيچيدن و پوشيدن" و امثال آن. و مشخص است كه جلباب چه بايد باشد؛ چيزي كه بتوان آنرا باز كرد و گسترد مثل چادر.

از ادامه آيه اين مفهوم بدست مي آيد كه اين نوع حجاب باعث شناخته شدن (شخصيت) استفاده كننده اش مي شود كه نبايد مورد آزار ديگران قرار بگيرد. پس خداوند آمرزنده و مهربان بوده كه راه خطا را بسته است.

اما چرا زنان مومنين ،نه زناني كه مومنند؟ و تكليف زنان مومن چيست؟

*******

از بررسي آيات ديگر در مورد حجاب، نكات بسيار ديگري هويدا خواهد گشت. ضمنا ناگفته پيداست كه غير مومن الزامي به حجاب ندارد زيرا اعتقاد به حجاب ندارد و مثل الزام فراتر از اعتقاد «كاسه داغتر از آش» است.

حجاب حق مردان مومن است بر ذمه زنانشان، همچنانكه كسب حلال و اعطاي نفقه بر ذمه مردان است.

گوهري در وجود زن به وديعه نهاده شده كه وظيفه زن حراست از آن در برابر ديگران و اهداء آن به مرد است همچنانكه تلاش روزمره و كسب حلال و كنترل خود در برابر زنان نامحرم وظيفه مردان مومن است.

خلاصه اينكه درجه ي حجاب زن با ايمان و غيرت مرد رابطه مستقيم دارد.

*******

استاد شهيد مرتضي مطهري در كتاب مساله حجاب در خصوص حجاب (ملك يمين _ كنيز و غلام) چنين آورده است:

 

در روايت است كه مردی از مردم عراق - كه به واسطه ي مجاورت با ايران معمولا در اين مسائل سختگيرتر بودند - حضور امام صادق عليه السلام مشرف شد . به مناسبتی سخن از مردم مدينه به ميان آمد و آن مرد اعتراض كرد و
گفت اينها زنان خود را همراه غلامان میفرستند و احيانا زنان هنگامی كه میخواهند سوار شوند به كمك غلامان سوار میشوند، مثلا دست روی شانه غلامان میگذارند و سوار میشوند. امام صادق فرمود اين كار مانعی ندارد، و
آنگاه آيه 56 از سوره احزاب را كه مفيد همين معنی است قرائت فرمود : "« لا جناح عليهن فی آبائهن و لا ابنائهن ولا اخوانهن ولا ابناء اخوانهن و لا ابناء اخواتهن و لا نسائهن و لا ماملكت ايمانهن »"به طور كلی بردگان اعم از
جنس زن يا مرد از نظر اسلام در بسياري از احكام استثناهايي دارند.

مثلا از نظر پوشش و حرمت نظر، كنيزان با زنان آزاد فرق مي كنند و بر كنيزان واجب نيست كه سرهاي خود را بپوشانند. علي هذا بعيد نيست كه غلامان نيز چنين استثنايي داشته باشند. استاد در ادامه بحث از قول برخي صاحبنظران چنين نقل مي كند كه فاصله طبقاطي نيز در بحث حجاب تاثير دارد و كسي كه بدنبال لقمه ناني مي دود و شكمش به پشت چسبيده به فكر چنين مسائلي نيست كه بدنبال ديدن موي سر نامحرم باشد. همچنين است بحث خواجگان و طفيلياني كه نيازي به زن ندارند.

حضرت صادق عليه السلام فرمود نگاه كردن به سر زنان تهامه -باديه نشينان- مانعی ندارد ، زيرا ايشان را هر گاه نهی كنند ، فائده ندارد. از آيت الله آقا سيد عبد الهادي شيرازي نقل شده است كه ايشان اين حكم را در مورد آن عده از زنان شهري كه همچون زنان دهاتي نهي كردن ايشان مفيد واقع نمي شود ، تعميم ميدادند.

*******

بسترهاي پاك مهمترين عامل در تربيت نوع انساني است و رعايت حريم بين زن و مرد براي جلوگيري ازبوجود آمدن احتمال خطر، مقدمه ايجاد اين عامل است.

حجاب اختياري عامل رشد و باعث شناخته شدن ايدئولوژي صاحب حجاب است. اصل بر اين است كه انسان مختار است و تمام ارزش انساني او (خليفة اللهي) در گرو همين انتخاب آگاهانه است. اينجاست كه ارزش انسان از ملائك هم بيشتر ميشود زيرا اگر فرشتگان مرتكب گناه نمي شوند و همواره در اطاعت الهي هستند، اين امر مربوط به نوع آفرينش آنهاست و البته اگر اين كارها از روي انتخاب باشد ارزشش بيشتر است. لذا انسان خليفة الله است.

در اين ميان و با توجه به مطالبي كه گذشت ميتوان چنين گفت كه دختران و زنان به حجاب سفارش شده اند (حجاب واجب است ولي جبري نيست)، لاكن وقتي در نكاح مومنين در آيند، به اختيار خود در انحصار آنها در آمده اند، و همچنانكه مردان مومن خود را در برابر اميال نفساني كنترل ميكنند و در اين موضوع از محدوده خانواده خارج نمي شوند بايستي زنان خود را نيز كنترل نموده و ملزم به رعايت حجاب نمايند «يا ايهاالذين آمنوا قوا انفسكم و اهليكم نارا». و اين همان غيرتمندي است. در تاييد اين مسئله و متمم كلام، روايات زير قابل تامل است:
*******
اميرالمؤمنين علی عليه السلام به فرزندش امام مجتبی چنين توصيه مي فرمايد:
تا میتوانی كاری كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد
هيچ چيز بهتر از خانه ، زن را حفظ نمیكند . همانطور كه بيرون رفتن
آنان از خانه و معاشرت با مردان بيگانه در خارج خانه برايشان مضر و

خطرناك است ، وارد كردن تو مرد بيگانه را بر او در داخل خانه و اجازه

معاشرت در داخل خانه نيز مضر و خطرناك است . اگر بتوانی كاری كنی كه

جز تو مرد ديگری را نشناسند چنين كن.

******* 

روزی رسول خدا از مردم پرسيدند : چه چيز برای زن از هر چيز بهتر
است ؟ كسی نتوانست پاسخ بگويد . حسن بن علی عليه السلام كه در آن زمان كودك و در
مجلس حاضر بود . قصه را برای مادرش حضرت زهرا سلام الله عليها      نقل كرد. فرمودند : از همه چيز بهتر برای زن اينست كه مرد بيگانه ای را نبيند و مرد
بيگانه ای هم او را نبيند.

******

والسلام


  نوشته شده در  بیست و هفتم دی 1385ساعت 23:14

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.