تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

پیام سلامتی 2:

++++++++++++++++++++ سلامت سرا +++++++++++++++++++++


 

آیا می دانید قیمت میوه ی ریز و کرم خورده در امریکا از میوه ی سالم بیشتر است؟

علت آن عدم استفاده ی باغدارِ میوه ی نوع اول از کود و سموم شیمیایی است.

  نوشته شده در  هفتم شهریور 1388ساعت 23:41

...... |     |......

 

 

 

 

پیام های سلامتی (سلامت سرا)

++++++++++++++++++++ سلامت سرا +++++++++++++++++++++


 

پیام های سلامتی (سلامت سرا)

 

يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ

                                                                    23 مومنون

مطابق احکام فقهی غذای انسان شامل طبقه بندیِ حلال، مکروه و حرام می شود. در بیان قرآن اشاره به طبقه ای از غذای انسان شده است که توجه بیشتری می طلبد.

طیّب آن چیزی است که صرفاً حلال نیست بلکه دارای ویژگی های دیگری نیز هست. یکی از ویژگی های آن مطابق آیه ی فوق خروجی عمل صالح از انسان است.

هر ورودی یک خروجی دارد. طبق قانون پایستاری انرژی، انرژی ار بین نمی رود ، فقط از حالتی به حالت دیگری تبدیل میشود. آنچه وارد بدنمان می شود یعنی غذایی که می خوریم رابطه کاملا ً مستقیمی با آنچه از ما خارج میشود یعنی افکار ،اعمال و روحیاتمان دارد. بسیاری از غذاهای مصرفی ما گرچه ظاهر جذابی دارند اما به دلیل تغییرات نامطلوبی که در باطن و ساختار آن ایجاد شده با بدن انسان سازگار نیستند. برای تغذیه ی سالم باید به فطرتمان رجوع کنیم و آنچه غذای واقعی بدنمان است را به او بدهیم.

سرخ کردنی ها و غذاهای زودپز و فست فودها به دلیل اینکه در دمای بالاتر از 200 درجه قرار گرفته اند از نظر بیوشیمی مولکول های آنها متلاشی شده و بدن در مقابل این غذاها فطرتا ً واکنش نشان می دهد ، تولید هیستامین به دور سلولی که می خواهد از این غذاها استفاده کند یک نمونه ی آن است.
غذاهای بیات و مانده و فریز شده هم، خاصیت طبیعی خود را از دست می دهند و باعث ایجاد عوارضی در بدن میشوند. باید در مصرف مواد خوراکی صنعتی به دلیل وجود مواد شیمیایی نگهدارنده و طعم دهنده های مصنوعی دقت بیشتری کرد. این مواد با نظام طبیعی بدن سازگار نیستند. هر غذایی برای ما مناسب نیست ولو اینکه تمام رسانه های منفعت طلب صبح تا شام آنرا تبلیغ کنند.وقتی باطن غذایی بد باشد بروی باطن ما هم تأثیر بد می گذارد. و
با درون ناپاک نمی توان حقایق الهی را درک کرد.

اینجاست که متوجه مفهوم آیه ی (فلینظر الانسان الی طعامه) می شویم.

وجود۱۶۰آيه در زمينه تغذیه در قرآن مجید، اهميت غذا را مي رساند و ما را واقف می کند که خداوند متعال به انسان و زندگی دنیایی او ارزش قائل است و به سلامت و سعادت او علاقمند است.

مقارن با ماه مبارک رمضان این موضوع در وبلاگ مورد بحث قرار می گیرد. و امید است با همراهی دوستان تداوم بیشتری یابد. لطفاً ما را از نظرات خود محروم نفرمایید و با پیامهای خود سلامتی جسم و روان را به دوستان خود هدیه دهید.

در سوره مباركه مريم آيه ۶۲ چنين آمده است.
(لا يسمعون فيها لغوا الا سلاما و لهم رزقهم فيها بكره و عشيا)
«كساني كه در بهشت برين جاي دارند، در آنجا سخنان لغو و بيهوده نمي شنوند مگر سلامتي، و خداوند روزي را براي آنان صبح و شام در اختيار مي گذارد.»

این درحالی است که در تمام طول سال برنامه ی غذایی ما خارج از رهنمود قرآن و مطابق مدل غربی شامل صبحانه، نهار و شام است. تنها در ماه مبارک رمضان این الگو به مدل قرآنی شباهت پیدا می کند، لذا در این فرصت می بایست تلاشی بیشتر در راستای نیل به تغذیه ای مطابق با برنامه ی الهی انجام داد.

پیام سلامتی1:

رمضان به تعبیری ماه نخوردن است. ولی مردم چند روز قبل از رمضان شروع به ذخیره ی غذا می کنند و به فکر خوردن هستند. ارزاق عمومی گران تر می شود و دولت دست بکار می شود تا بازار را کنترل کند. اکثر مردم در این ماه از ناراحتی های گوارشی که حاصل زیاده روی در خوراک است گله دارند. کسی هم از نوع خوراک ائمه و انبیاء سخن نمی گوید. بهتر است در این ماه اندکی هم به تغییر و اصلاح الگوی خوراک خود بیاندیشیم.

 

منتظر پیام سلامتی شماره ی 2 باشید.    

   

  نوشته شده در  ششم شهریور 1388ساعت 11:5

...... |     |......

 

 

 

 

شادی؛ یک تکنیک الهی برای حیات طیبه:

++++++++++++++++++++ تعلیم و تربیت +++++++++++++++++++++


انسان ها بر دو دسته اند: آگاه و غافل.

یک انسان آگاه همیشه به داشته هایش شاد است و اندیشه هایش در افقِ چگونگی فتح آینده سیر می کند. لذا همیشه شاداب و پر انرژی است. اما یک فرد غافل همواره در غم نداشته هایش اندوهگین است و مشغول طرح چراهای منفی برای نداشته هایش. او در گذشته های خود بدنبال چیزهایی است که از دست شان داده است.  تفاوت دو فرد آگاه و غافل به اندازه ای است که با ملاقات یک انسان آگاه شاد می شویم و با ملاقات یک انسان غافل فضای روانی مان تخریب می شود. پس هر باور مثبت نشانه ای از شادی و هر باور منفی نشانه ای از غم است.

مفهوم حیات از نظر انسان های غافل چیزی جز آنچه قسمت شان می شود نیست. لاکن انسان های هشیار چگونه های مثبت را از خود می پرسند و آینده ها را می سازند. از نظر اینان برای رسیدن به سهم و قسمت باید تلاش کرد. تمام تفاوت این دو دسته در نکته ای بسیار ظریف نهفته است و آن تفاوت در نظام تفکر آنها است.

باز سازی نظام تفکر و در نتیجه حضور در عالم شادی ها:

همه ی انسان ها بدنبال خوشبختی هستند. ولی از اینکه خوشبختی چیست معمولاً غافلند و تصور می کنند خوشبختی پول و اتومبیل و خانه و خانواده و از این دست عینیات است که یا در گذشته از دست داده اند و یا در آینده باید به آن برسند. درحالی که خوشبختی، احساسِ رضایتی است که در لحظه ی حال اتفاق می افتد. واین همان قضیه ی  دیدنِ نیمه ی پر یا نیمه ی خالی لیوان است.

نگرش به آینده:

نقش اصلی در کیفیت زندگی هرکس را خودش ایفا می کند. و تا تصمیمی برای امروز گرفته نشود تغییری در آینده ایجاد نمی شود. هر باورِ ما به منزله ی نُتی برایِ زندگیمان است و هر نتی که امروز بوسیله ی تو نوشته می شود فردا بوسیله ی سمفونیِ هستی برای تو نواخته خواهد شد.

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ» (1)

« بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست           از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی »

این تئوری در نگاه اجتماعی نیز تمامِ حرف است. و هرگاه افراد انسانی در یک اجتماع چنین باشند سرنوشت آن جامعه قطعاً به نحو دیگری رقم خواهد خورد. بعبارت دیگر؛ یک جامعه متشکل از میلیونها باور است و هرگاه باورهای مثبت در جامعه به اکثریت برسند، آن جامعه استحقاق رشد خواهد داشت. این مضمون در روایات نیز وارد است که: هر ملتی شایسته ی حکومتی است که بر آن حکم می راند.

شادی رهنمونی برای حیات طیبه:

به بیان قرآن؛ سرنوشت اخروی این دو دسته از هم اکنون کاملاً روشن است:

« إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ » اين يک واقعيت است؛ گفتگوهاى خصمانه دوزخيان! (2)

« مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ »  محمّد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند. (3)

آری! آنان که در آتش جهنم با خصومت باهم رفتار می کنند، هم اکنون نیز اینگونه اند و هم نشینان بهشتی پیامبر، آنهایی هستند که امروز باهم مهربانند. فرق بین بهشت و جهنم خدا هم در حقیقت همین است.

به بیان استاد حسن زاده ی آملی هندسه ی هستی بر رحمت است. و هر کس چنین بیاندیشد همواره خود را شاد خواهد یافت.

خلاصه ی بحث:

همه ی کیفیت زندگی انسان ها به کیفیت نگاه آنها بستگی دارد.

« بُوَد خار و گُل باهم ای هوشمند             چه در بند خاری تو گل دسته بند

  گرت عیب جویی بود در سِرشت             نبینی ز طــاووس جز پای زِشت»

---------------------------------------------------------------------------------- 

1-     10/مائده        ۲-     64/ص        ۳-  29/فتح

  نوشته شده در  چهارم شهریور 1387ساعت 13:29

...... |     |......

 

 

 

 

سوار دانش بر مدار جهل

++++++++++++++++++++ تعلیم و تربیت +++++++++++++++++++++


سوار دانش بر مدار جهل

مقدمه:

رسول الله(ص)می فرمایند: «انا مدینة العلم و علی بابها فمن اراد المدینة فلیأتها من بابها»

در جنبش علمی شهر علم را باید شناخت و از دروازه اش به شهر وارد شد!

*اگر این معرفی را یک اصل بدانیم، پایبندیِ ما به این اصل چقدر است؟

 نگاهی به گذشته ی نه چندان دور براحتی مشخص می کند که نظام تعلیم و تربیت ما در تمامی سطوح از دوره ی ابتدایی گرفته تا آخرین مدارج دانشگاهی، یک کپی ناشیانه و سایه وار از دنیای به اصطلا ح متمدن غرب است.

 محمدعلی فروغي و علی اصغر حکمت - بنیانگذاران دانشگاه در ایران - که به شدت تحت تأثیر آموزه های صهیون و از رهبران فراماسونری در ایران بودند، با همراهی عده ی دیگری از منور الفکرهای سینه چاکِ غرب، با هدف ایجاد پایگاهی برای تفکر سکولار و آغاز حرکت به طرف تمدن و توسعه (که همانند بسیاری از واژه های وارداتی و ترجمه شده، هیچگاه برای ایرانی جماعت معنی نشدند!) به مقابله با اندیشه های اصیل پرداخته و با ایجاد یک انقلاب فرهنگی غربی از بوجود آمدن یک جنبش علمیِ اصیل که همواره محتمل بوده است جلو گیری کردند.

 تعلیم و تربیت در حقيقت شامل آموزش فن و روش زندگي است. بعنوان مثال آموزش خياطي، آشپزي، خانه داري، شوهرداري، بچه داري و از اين قبيل براي دختران و مسائل عمده و کلان زندگي، رانندگي، فنون مربوط به حفظ استقلال زندگي در شرايط سخت، آموزش تعميرات اسباب و اثاثيه منزل و مهم تر از همه آموزش حرفه و شغل براي پسران.

 فارغ از تعارف، هیچ کدام از این موضوعات یا جزء مواد درسی دانش آموزان نیست و یا آنقدر تشریفاتی، سانتیمانتال و فرمالیته برنامه ریزی و تدریس می شوند که جز برای کسب نمره به درد نخواهند خورد.

 اینکه امروزه شاهد فارغ التحصیلانی هستیم که نمی توانند به اصطلاح جُوی دو الاغ را هم تقسیم کنند، نشان می دهد که این تحصیلات مبنای صحیحی ندارد.

 تعلیم در درجه ی اول و تربیت به تمامی، باید نزد پدر و مادر صورت گيرد و چه کس از پدر و مادر به فرزند اولی؟

 صهیونیزم بین الملل، زندگیِ اجتماعیِ امروز را بصورت معادله ای ناعادلانه تنظیم کرده و با به تسخیر در آوردن مبنا(تعلیم و تربیت) و تعریف خود خوانده ی تمامی پارامترهای این معادله، سلطه ی خود را بر آن اعمال می کند. در این نظام الزامی به آموزش حقیقی وجود ندارد. کافی است بتوانی پول بدست بیاوری تا صاحبان فن در برابرت تعظیم کنند.

 در نظام های سیاسیِ روز هم که از همان پارامترهای تعریف شده ی صهیونیزمند، درس و مدرک واسطه ی پول به شمار می رود. خودِ نظام پولی رایج و سیستم بانکی هم از همان پارامترهایی هستند که در کنترل صهیونیزم هستند و بوسیله ی خودشان تعریف شده اند.

 لذا برای آموزش بهتر!!! می باید فرزندان از پدر و مادر جدا شوند. تا در این گسستگیِ میان نسل ها صهیونیزم بتواند راه خود را باز کند. به این ترتیب وقتی فرزندان در مسیری نو و جدا از والدین و با برنامه های دیگران شکل می گیرند، در هر نسل همه چیز باید از نو آغاز شود. در این دنیای پفکی هیچ زیربنایی برای تعلیم و تربیت متصور نیست و همه چیز روبنایی است که توسط صهیونیزم مهندسی شده است.

 پروتکل شانزدهم یهود اشاره ای به بازار مکّاره ی علم و دانش دارد. با همگانی و اجباری کردن نظام تعلیم و تربیت که به عنوان دکترین فرهنگی و سیاسی یهود مطرح است، نوعی آموزش خیالی بوجود می آید. علم زدگی و بیهوده آموزی به ظاهر بسیار مترقیانه ای که مانع تحقق جامعه ی علمی خواهد بود، هدف این دکترین است. به این ترتیب مهمترین سرمایه ی بشر(وقت) مصروف آن چیزی است که نباید باشد.

 نظام علمی امروز دنیا در کنترل صهیونیسم است. ساینتیسیزم(سواد)(1) نظام علمیی است که یهود برای بشریت رقم زده است و ما را در محاصره ی این نظام قرار داده است. به این ترتیب قدم بزرگی را در راستای کنترل افکار و مغزها برداشته و با این قدم به هدف خود در راستای سلطه بر تمامی جهان نزدیک تر می شود. این در حالی است که در متون دینی و ادعیه ی ما از علومی یاد شده که خیری از آن برای بشر متصور نیست و لذا وارد است که: « اللهمّ انّی اعوذُ بِکَ مِن علمٍ لا یَنفد».

 نقد نظری نظام تعلیم و تربیت سیستمی در ایران:

 1- با توصیفی که گذشت فارغ التحصیلان دانشگاه ها هیچگاه عالمان خوبی نخواهند شد ولی چنانچه  تمامی مساعی خود را در جهت کسب دانش مصروف دارند(که غالباً چنین نیست!) ممکن است که افراد باسوادی از آب در آیند!(1)

 2-تلقی دست اندرکاران نظام تعلیم وتربیت ما از نظریات و فرضیه های اثبات نشده ی دنیای غرب چونان وحی منزل است و هر که در این تلقیات ایراد یا شبهه ای وارد کند متهم به علم ستیزی و جمود شده و می باید از بابت این توهین چون گالیله در برابر کلیسا عذر خواهی نماید و الاّ همانند سقراط جام شوکرانش می نوشانند. این در حالی است که خود غربی ها چون ما مومن به این طرز تلقی نیستند.

 3- در ایران اسلامی که با شعار نه شرقی و نه غربی شکل گرفته، هر سال تعداد زیادی به اصطلاح متخصص با بودجه ی هنگفت(2) تر بیت می شود که همگرا با اساتید غربی خود به مبارزه با نظام اسلامی آینده مشغولند. فرزند خوانده هایی که هیچگاه در صدد رهایی ما از شرق و غرب نخواهند بود. تعجب اینجاست که دولت خود را به این عملکرد مفتخر می داند!(3)

 4- در مراکز به اصطلاح علمی امروز کسی جز در چارچوب مشخص حق تفکر ندارد و طرح اندیشه ی خارج از چارچوب مشخصی که بنیان علم امروز بر آن بنا نهاده شده، در مراکز به اصطلاح علمی ما (مدرسه و دانشگاه) باطل شمرده می شود. و این پارادوکس اساسی این نظام است.

 5- علی الخصوص در ایران هیچگاه مدرسه و دانشگاه محل خوبی برای نخبه پروری نبوده است. چراکه برنامه های نظام تعلیم و تربیت ما همواره بر محور افزایش کمیت بوده و آمار افزایش تعداد دانشجوی پولی در کشور نشانگر این مدّعاست که نه تنها به کیفیت آموزش توجه نمی شود، بلکه کیفیت همواره باید فدای پول (یا به اصطلاح اقتصاد) شود(4).

 6- اینکه کسی خود را بجای اینکه مجبور به دانایی ببیند، مجبور به نشستن سرِ کلاس بداند، بزرگ ترین آفت برای تعلیم و تربیت به حساب می آید و ما کاملاً از آن غافلیم. آموزش و علی الخصوص پرورش هنگامی مفهوم دارد که بصورت داوطلبانه و با خواست ارادی همراه باشد. لذا حضور و غیاب به شیوه ی مدرن آفت تعلیم و تربیت خواهد بود.

 7- اجباری بودن آموزش عمومی در دوره های تحصیلی یا باعث یک نوع تلقّی روزمرّه از تعلیم وتعلّم است و آن را به عادتی تبدیل می کند که مانند تمامی عادات راه رشد را بر نوع انسان می بندد ویا با احساس اجبار تأثیر خاص خود را از دست می دهد. هرگاه علم آموزی در ردیف کارهایی همچون خوابیدن در شب و بیدار شدن در روز و مانند اینها قرارگیرد ناخودآگاه ارزش آن نیز از بین می رود. حتی نمازی که انسان از روی اجبار یا عادت می خواند، تأثیر چندانی در ساخت شخصیت او نخواهد داشت. لذا مدل آموزش حتماً می باید مبتنی بر آزادی نه اجبار، و آگاهی نه عادت، استوار باشد.

 8-  مدرک گرایی نقطه ایست که همه ی نظام تعلیم و تربیت را متحول می کند. اگر راننده به کسی اطلاق می شود که اتومبیل می راند، بین حقیقت موجود و واقعیت رانندگی برای یک راننده فاصله ای متصور نیست. بهتر است به هر ولگرد در محیط دانشگاه، اسم استاد یا دانشجو اطلاق نشود. دانشجو جوینده ی دانش و استاد (professor) کسی است که آن دانش را تولید کرده است. مدعیان دانشجویی چقدر در ادعایشان صادقند؟  و مدعیان استادی چقدر یافته (و حتی بافته)ی قابل ارائه به دانشجو دارند؟(تولید علمی پیشکش شان! چقدر با یک جلد کتاب یا یک حلقه cd  تفاوت دارند؟)

 لذا بهتر است بجای دانشجو از کلمه ی مدرک جو و بجای استاد از کلمه ی مدرک یافته استفاده کنیم. لااقل اینطور متهم به گناه دروغ گویی نیستیم.

 

پا ورقی:

1-علم از مقوله ی نور و سواد در زبان عربی به معنی سیاهی است. science  به مفهوم سواد و knowledge به مفهوم علم و معرفت است.

2- براي کل بودجه جاري سال 87 وزارت علوم 1227 ميليارد تومان در نظر گرفته شده است که از اين مبلغ 970 ميليارد تومان به دانشگاهها و مراکز تحقيقاتي اختصاص دارد.

بودجه جاري دانشگاهها در سال 86 معادل 770 ميليارد تومان بود که اين رقم در بودجه سال آينده 990 ميليارد تومان در نظر گرفته شده و به طور متوسط نشاندهنده 26 درصد افزايش است.

4 و3- افزايش 60 درصدي بودجه مصوب آموزش و پرورش از ديگر افتخارات دولت براي افزايش كيفيت نظام آموزشي بود. بودجه نظام آموزشي از 3800 ميليارد تومان در سال 84 به 6100 ميليارد تومان در سال 85 افزايش و سهم آموزش و پرورش در بودجه دولت از 10% در سال 84 به 16% در سال 85 رسيد . دولت در اين دوره به منظور افزايش بهره مندي مردم و جوانان از آموزش عالي نسبت به افزايش 500 هزار نفري ظرفيت و تنوع بخشي در پذيرش دانشجو اقدام و ظرفيت پذيرش مراكز آموزش عالي را از 750 هزار نفر در سال 84 به يك ميليون و دويست و پنجاه هزار نفر در سال 86 افزايش  داد . در مدرسه سازي نيز دولت نهم با يك رشد فوق العاده در سال 85 دو برابر سال 83 مدرسه ساخت و بودجه عمراني وزارت آموزش و پرورش را در سال جاري به بيش از 1200 ميليارد تومان رساند كه حدود 3 برابر سال 83 است .

www.sokhangoo.net

  نوشته شده در  هفدهم تیر 1387ساعت 14:27

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.