تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

پوریم ـ زیر بنای رابطه ی اسرائیل و ایران

++++++++++++++++++++ یهود +++++++++++++++++++++


« خشایار شاه در آخرین روز جشن 180 روزه که از باده نوشی سرمست بود ، دستور داد ملکه «وشتی»، زیباییش را به مقامات و مهمانانش نشان دهد (در مقابل آنان برقصد). ملکه امتناع ورزید و پادشاه بسیار خشمناک شد. در شوش یک یهودی به نام مردخای زندگی می کرد، او دختر عموی زیبایی بنام استر داشت. زمانی که قرار شد از تمام بلاد دختران زیباروی را به حرمسرای پادشاه بیاورند استر نیز همراه دختران زیبای دیگر به حرمسرای قصر شوش آورده شد. به توصیه مردخای استر یهودی بودن خود را پنهان کرده بود. استر بیش از دختران دیگر توجه و علاقه پادشاه را بخود جلب کرد بطوری که پادشاه تاج بر سر استر گذاشت و او را ملکه ساخت. استر هنوز مثل زمان کودکی دستورات مردخای را اطاعت می کرد. »

« مرد خای نیز از طرف پادشاه به مقام مهمی در دربار منصوب شد. با توصیه مردخای، استر علیه هامان « وزیرالوزرا » دسیسه کرده و شاه هامان را اعدام و املاک او را به استر می بخشد. بعد از آن پادشاه انگشتر خود را که مهر سلطانی در خاتم داشت به مردخای داد. سپس پادشاه به ملکه استر و مردخای گفت : شما می توانید حکمی مطابق میل خود بنام پادشاه برای یهودیان صادر کنید و آن را با انگشتر پادشاه مهر کنید. »

« مردخای فرمانی بنام پادشاه نوشت و آن را همه جا فرستاد. در این فرمان به یهودیان اجازه داده شده بود تا متحد شوند و بد خواهان خود را از هر قومی که باشند، بکشند و دارایی شان را به غنیمت بگیرند. تورات می گوید مردم در سراسر مملکت از یهودیان می ترسیدند. تمام حاکمان و استان داران، مقامات مملکتی و درباریان از ترس مردخای، به یهودیان کمک می کردند. و به این ترتیب یهودیان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را از دم شمشیر گذراندند. » « در آن روز آمار کشته شدگان به عرض پادشاه رسید. او ملکه استر را خواست و گفت: یهودیان تنها در پایتخت پانصد نفر را که ده پسر هامان نیز جزو آنها بودند، کشته اند. پس در سایر شهر های مملکت چه کرده اند؟ روز بعد باز یهودیان پایتخت جمع شدند و سیصد نفر دیگر را کشتند، بقیه یهودیان در سایر استان ها هفتاد و پنج هزار نفر از دشمنان خود را کشتند. »

این تاریخِ واقعه ی پوریم به نقل کتاب استر تورات است. استر نام آخرین دفتر از کتاب تورات است که نامی از یهوه، خدای بنی اسرائیل در آن برده نشده است. این کتاب در اواخر عهد هخامنشی و یا پس از آن نوشته و به تورات افزوده شده است. مطالب کتاب استر تماماً در خدمت مصالح صهیونیست ها و فراماسون ها است . این کتاب عمق نفرت و انزجار تند یهود نسبت به غیر یهودیان به ویژه ایرانیان را نشان می دهد. آنان واقعه کشتار 75800 نفر(1) از ایرانیان را معجزه الهی می دانند و به همین مناسبت سیزدهم ماه ادار را روزه می گیرند . چهاردهم و پانزدهم ماه ادار را به رقص و پایکوبی می پردازند .

 بیش از 25 قرن از این ماجرا می گذرد، لیکن مورخین غیر ایرانی، بیشتر به توصیف افتخارات دروغین سلاطین و جلال و شکوه بی همتای دربار ایران پرداخته و سلسله های پادشاهی را برایمان چنان جلوه داده اند که گویی همتایی برای آن در تمام دنیا وجود ندارد. مورخین ایرانی نیز در این مسیر گشوده شده چنان روان حرکت کرده اند که گویی تحقیقات قبلی ونتایج آن وحی مُنزَل است و امکان خدشه بر آن نیست. در حالی که حکایات نقل شده و نتایج بیان شده ی مورخین اروپایی و امریکایی که وجه مشترک شان صهیونیست بودن آن ها است، عوام و خواص ایرانی را دچار یک توهم تاریخی کرده است که هخامنشیان ابرقدرت بلامنازع جهان آنروز بوده است و جاه و جلال دربار آنان در تخت جمشید، در تمام جهان و در تمام تاریخ بی همتا بوده است.

 ایرانیان هنوز از ماجرای دردناک نخبه کشی ایرانی که در کتاب استر آمده، خبری ندارند. تفاوت «مردخای» و « هامان » را در وزیرالوزرایی خشایارشاه و «استر» و « وشتی » دو ملکه ی او را نمی شناسند. علت اینست که نه در تاریخ سلسله ی هخامنشی و نه در هیچ کجای تاریخ ایران اشاره ای به واقعه ی «پوریم» نشده است. تورات توضیحی برای ترس همگانی مردم ایران از یهود ندارد. چرا در یک مملکت مستقل غیر یهودی که در تاریخ همانند ایران توصیف می شود باید همه ی قدرت در انحصار یک یهودی قرار گیرد و همه ی مقامات کشور صمٌ بکم از فرمان او حساب ببرند؟ مگر اینکه بپذیریم پادشاهان هخامنشی دست نشاندگان یهودند. آنچه تورات و یهود بر آن تاکید دارند، این است که آنان در ماجرای پوریم که هزاران نفر از هنرمندان، اندیشمندان و مردم عادی را کشته اند، یک پیش دستی و قتل عام پیش گیرانه بوده است.

واژه «هخامنش» لقبی است که پس از تسلط سلطان و نخست وزیری مردخای و انتخاب استر به عنوان ملکه و قتل عام پر خشونت مخالفان یهود در سراسر ایران «پوریم» و بالاخره تسلط کامل یهود در ایران و بین النهرین، مردم شکست خورده ایران بر قوم هخامنش نهادند و آنان را «حاخام منش» به معنای کسانی که منشِ حاخام ها یا روحانیان یهود را دارند، نام نهادند. تورات به دفعات بر تسلط کامل یهود بر دربار هخامنشیان تاکید می کند که مشروح آن را می توان در کتاب های استر، عزرا، نحمیا، دانیال و اشعیا یافت. سوالی که یهود و حامیانش هیچ گاه پاسخ نداده است علت نفرت همیشگیِ مردم سراسر خاور میانه نسبت به این قوم است. آیا سبب دشمنی همیشگی با یهود را نمی توان در رفتار حریصانه و توطئه گرانه این قوم نسبت به دیگران دانست؟ چرا بعد از گذشت 25 قرن همچنان ایام پوریم (سیزدهم ،چهاردهم و پانزدهم ماه ادار) روزهایی که به ادعای یهود، از هر یازده نفر ایرانی یک نفر کشته شده است(1) را به عنوان روز سپاسگزاری، روز امحاء دشمنان یهود و روز پوریم جشن می گیرند. بسیاری از یهودیان اروپا و آمریکا به جای پوریم، این مراسم را جشن ایرانی کشی می نامند.

بسیار خرسندم که امسال برای اولین بار مختصری از ماجرای پوریم در آستانه ی روز قدس از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. لذا بر آن شدم تا مطلب پوریم خود را پس از غنی سازی و استفاده از محضر اساتیدی چون آقای دکتر میر صادقی، آقای اسماعیلی و آقای پور پیرار در اختیار دوستان قرار دهم.

 -------------------------------------------------------------------------------------------

(1)- روایت کشته شرن 75800 نفر یا یک یازدهم جمعیت ایران، نقل خود یهودیان است و معلوم نیست کشته شدگان ایرانی در واقعه ی پوریم بیشتر از این نباشد! وجود قراینی نشان می دهد که پس از دوران هخامنشی، ایران فاقد یک حکومت مرکزی است. ساخت و ساز های آثار باستانی با یک دوره ی رکود طولانی مواجه شده و پس از تخت جمشید تا حدود دوره ی صفویه اثر قابل توجهی از تمدن در فلات ایران قابل مشاهده نیست. وجود جمعیت متمرکز طبعاً حکومت مرکزی بوجود می آورد و حکومت مرکزی نمی تواند بدون دارالحکومه باشد. جمعیت متمدن باید در مملکت پهناوری چون ایران دارای امکانات تمدن باشند. لیکن پس از دوره ی هخامنشی ساخت پل ها، راه ها، کاروانسرا ها و امکانات شهری چون حمام ها و برج و باروها تا دوره ی صفویه تقریباً متوقف مانده است. تنها آثار بجا مانده ی پس از هخامنشیان در تمام فلات ایران «قلعه نشینی» است که نشانگر درگیری طولانی مدت ساکنین این منطقه با جمعیت های متجاوز است. لذا احتمال اینکه ده یازدهم جمعیت ایران در این نسل کشی بدست عمال یهود کشته شده باشند نیز وجود دارد که تحقیقات تکمیلی بیشتری می طلبد.

  نوشته شده در  سی ام شهریور 1388ساعت 0:26

...... |     |......

 

 

 

 

غزه همین جاست!!!

++++++++++++++++++++ یهود +++++++++++++++++++++


 

یک ماه گذشته حرف و حدیث از غزه آنقدر زیاد بود انگار که ماجرایی بنام درگیری میان فلسطین و اسرائیل تازگی دارد و صهیونیسم و سلطه گری یهود همین امروز آنهم فقط بر سر مردم غزه محقق شده است.

«غزه» تیتر اول اخبار تمام رسانه ها بود. در اینترنت هم سراغ هر سایت و وبلاگ هم که می رفتی، همه از غزه نوشته بودند.

غافل از اینکه درد غزه با نوشتن درمان نمی شود.

شیعیانی که پیام «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»  را شنیده ولی درک نکرده بودند هم، در روز و شب عاشورا بجای اینکه دست بر سر اسرائیل بکوبند بر سر خود کوفتند و دم از مظلومیت حسین زدند!

حال اگر آگاهانه به اطراف و اکناف بنگریم، متوجه خواهیم شد که نبردی نابرابر میان مستضعفین و مستکبرین درحال وقوع بوده و هست که غزه تنها نمونه ای از آن است.

هر روز شمر سر حسین را بریده و به نیزه می زند و شیعیان حسین فقط نگاه می کنند و جز گریه کردن بلدنیستند!

دولت ها هم به تبع ملت هایشان، فقط محکوم کردن بلدند!

پس در این میانه شیعه ی علی و منتظر مهدی به چه درد می خورد؟ و نظام جمهوری اسلامی چه کاره است؟ و چه کسی باید تاوان بی کفایتی مسلمانان را بپردازد؟

بیش از هزار سال است که شیعیان چشم به آسمان دوخته اند تا دستی از غیب نجات شان دهد. قرن هاست روز روشن است و راحت طلبان خود را به خواب زده اند.

یک عده از همین شیعیان بی خاصیت هم مرزهای خونین اسلام و صهیونیسم را نمی بینند،      و مرزهای مجازی استعمار کشیده را آنقدر جدی می گیرند که به کمک های ایران به فلسطین و از این دست کشورها اعتراض می کنند.

شوری که در چنین جریاناتی در میان مسلمانان ایجاد می شود هیچ دردی را درمان نخواهد کرد، زیرا ناشی از احساسات زودگذری است که با فروکش کردن شرایط حاد به فراموشی سپرده خواهد شد.

 بهتر است بجای این همه شور اندکی شعور به خرج دهیم.

بطلان تز دولت یهود از همان ابتدا روشن بود و نیازی به اثبات تئوریک باطل بودن آن نیست.

بجای آن بهتر است عملاً وارد صحنه ی مبارزه شده و با سلاح خود صهیونیزم به آن حمله کنیم.

 

گام اول:

شناخت صهیونیزم و آشنایی با اهداف و عملکرد آن ضرورت مبارزه با این پدیده است. واجب است در مسیر آشنایی عموم با این موضوع اقدام اساسی به عمل آید. اکنون که سی سال از انقلاب اسلامی می گذرد، باعث بسی تاسف است که غالب توده ی مردم هنوز درباره ی این موضوع اطلاع چندانی ندارند و حتی اصول اولیه ی آن را که شامل پروتکل های یهود است، نشنیده اند. تبلیغات صهیونیستی در جامعه ی اسلامی ما به گونه ای است که هرگاه در این باب سخنانی گفته می شود یا مطلبی نوشته می شود، مخاطبین بدون هیچ اندیشه ای با دکترین توهم توطئه، که خود ساخته ی صهیونیزم است، طرف گوینده یا نویسنده را متهم می کنند و این بیانگر میزان نفوذ اندیشه ی صهیونیستی در میان ماست.

انتظار بر اینست که در کشور جمهوری اسلامی، اصول صهیونیزم و یهود شناسی در دروس دوره ی دبیرستان گنجانده شود تا حرکتی برای شناخت بیشتر صهیونیزم بین الملل آغاز گردد. 

 

گام دوم:

بزرگترین سلاح صهیونیزم برای لگدمال کردن سایرین، اقتصاد است.

شرکت های بزرگ صهیونیستی است. اقتصاد جهانی در دست

و هر گونه همکاری با این شرکت ها تبدیل به گلوله ای می شود

که امروز سینه ی مسلمانان فلسطینی و فردا خود ما را نشانه می گیرد.

 

توجه کنید!

این اقدام تحسین برانگیز یک خبرگزاری در جمهوری اسلامی فرانسه است:

 یک پايگاه خبري تحليلي فرانسه‌زبان،  طي گزارشي "آلتر اينفو"

 با انتشار ليست يك سري شركت‌هاي صهیونیستی، از مردم سراسر جهان خواست با ممانعت از خريد محصولات اين شركت‌ها، از تأمين مالي اسرائيل جلوگيري كنند.

ليست شركت‌هاي مذكور و محصولات توليدي آنها از اين قرار است:

 
كوكاكولا، (COCA-COLA)- آكواريوس، (Aquarius) -چري‌كك، (Cherry Coke)- فانتا، (Fanta) نستئا،(Nestea) -سپرايت، (Sprite)- مينوت‌ميد، (Minute Maid) - تروپيكال، (Tropical)
دانوني (DANONE)- نستله، (Nestle)- بلدينا، (Blédina) -گالباني، (Galbani)- كيت‌كت، (Kit Kat) -نسكافه، (Nescafé) -فريگور، (Frigor)-اينتل (INTEL)
 - اورآل، (L’OREAL)- لانكوم، (Lancôme) -گارنير، (Garnier) -ژان لوئيس ديويد، (Jean-Louis David) 
- لودر (ESTEE LAUDER)- دلتا گليل، (DELTA GALIL) - تيمبرلند، (TIMBERLAND) -ديسني‌لند، (DISNEYLAND) -نوكيا، (NOKIA) -  مك‌دونالد  (MC DONALD’S)
  

(LEVI STRAUSS)،  لوي استراس (CATERPILLAR) كاترپيلار

 

بهتر است بدانیم:

پپسي مخفف جمله ي انگليسي :
Pay Every Penny to Save Israel
يعني هر پني را براي تامين اسرائيل بپردازيد .

دفاتر مرکزی تمامی کمپانی های بزرگ فراوری چای در لندن و تحت پوشش شرکتهای صهیونیستی قرار دارد. برای درک بهتر این موضوع می توانید نوشته های روی قوطی تمامی چای های خارجی را که در ایران به فروش می رسد، ملاحظه کنید.

من یک سال است چای نمی خورم. پس می توان ...

 

گام سوم:

غزه همین جاست!

در کشور خودمان و در شهر خودمان شرکتها و کارخانجات بسیاری وجود دارند که پیمانکار آنها همین شرکت های صهیونیستی هستند.

رئیس و مدیر و هیأت امنای این شرکت ها هم، مدیران دولتی و حتی روحانیان خودمان هستند.

پس «غزه همین جاست».

 

  نوشته شده در  ششم بهمن 1387ساعت 11:57

...... |     |......

 

 

 

 


 

مطلبی به مناسبت روز قدس


يكى از حيرت انگيزترين و عجيبترين و خطرناكترين كتابهاى سياسى كه تا كنون انتشار يافته است، كتاب (پروتكلهاى حكماى يهود) مي باشد.
شما هنگامى كه اين كتاب را مطالعه كنيد، حتما متوجه خواهيد شد كه همين يهودى كه آنها را مردمِ سالم و بى آزارى فرض كرده بوديد، چه تشكيلات خطرناك و زيان بخشى دارند. اين كتاب مجموعه اى است از سخنراني هاى يك شخصيّت برجسته يهودى كه براى چند تن از ثروتمندان و افراد با نفوذ يهودى ايراد كرده است.
پنجه هاى خونين يهود از پشت صفحات كتاب به خوبى پيدا است و صدق گفتار (اوسكارليفى) يهودى ازاين كتاب به خوبى معلوم مى گردد، كه مى گويد: پادشاه اخلال گران، فتنه انگيزان و جلادان جهان ما هستيم.
 توجّه شما را به چند پروتكل جلب می نمائيم، تا اين افعى هاى پرنفوذ را كه يگانه شعار آنها همان كلامى است كه (دى) اسرائيلى نخست وزير سابق بريتانيا گفته است:غَدْر (نيرنگ)، دروغ و خيانت در راه پيروزى گناه نيست، بشناسيد. و از سياستى كه دو جنگ جهانى را برپا نموده و ميليون ها مردم را به كشتن داد، اطلاعات تازه ترى بدست آوريد و ببینید تأثیر صهیونیزم در جامعه ی ما چقدر بوده است.


پروتكل شماره1
تِز آزادى سياسى را ما وضع كرديم، ولى برما لازم نيست كه آن را تطبيق كنيم، امّا اگر ضرورت پيدا كرد تمسك به آزادى سياسى براى جلب مردم مانعى ندارد.فرق نمی كند كشمكش هاى داخلى و يا جنگ هاى خارجى دولت را از پاى درآورد و آن را بدست دشمن بسپارد، در هردو صورت افتخار ما اين است كه سقوط كشور بدست ما انجام گرفته است.اخلاق و سياست جمع نمىشوند، بنا بر اين حاكمى كه خويش را مقيد و پاى بند به دستورات اخلاقى مىداند، در واقع مغز سياسى ندارد و هرگز حكومتش پايدار نمى ماند.
حقوق ما در پس (قوه) مخفى است، در حقيقت (حقّ) يعنى: آنچه در دست دارى به من بده، تا ثابت كنم، من پُرزورتر از تو هستم.
هدف واسطه را توجيه مى كند و هرچه در راه رسيدن به هدف انجام دهيم خوب است.
ما نبايد خود را به جملات: اين بهتر است اين اخلاقى است و مانند آن مقيد سازيم.
جوانان مسيحي را به مواد مخدر معتاد كرده و به شكل كلاسيك حيا، عفت و ناموس را به وسيله قهرمانان، آموزگاران و كلاً آموزش و پرورش از مغزها بيرون آورده كه اين چيزها در اجتماع مفهومى ندارد.
دروغ و سرنيزه و خدعه يگانه شعار ما است.
به عقيده ما زور، عنف و جبر يگانه عامل ايجاد عدالت اجتماعى است.
ما نخستين كسانى بوديم كه جملات آزادى، مساوات و اخوّت را در ذهن مردم انداختيم، مردم بيچاره هم آنها را طوطى وار تكرار كردند در صورتى كه هيچ يك از آنها تا به حال تحقق نيافته است و در نتيجه هم آزادى فردى را از دست داده و هم از حقوق اجتماعى خويش محروم شدند.
با آن كه اين كلمات مانند كِرم، سعادت نصارى را آهسته آهسته نابود مى كند، با وجود اين، آنها پرچم ما را بر فراز كشورهاى خويش نصب كرده و دولتهاى خود را يكى پس از ديگرى در اختيار ما گذاشتند.


پروتكل شماره2
از بين مردم افرادى كوتاه فكر و بى رأى را انتخاب خواهيم كرد، تا هرچه به آنها دستور بدهيم بدون چون و چرا اجرا نمايند.
مارکس و نیچه خيال نكنيد كه اين تصريحات پوچ و بی اساس است، به خاطر داشته باشيد، ما بوديم كه زمينه را براى داروين آماده ساختيم و به اصطلاح به آنها سر و سامان داديم.
روزنامه، يكى از بهترين و مهمترين وسيله نشر افكار ما است.
روزنامه نگارى يكى از منابع سرشار فرهنگ است، ولى چون دولتها نتوانستند از آن بطور شايستهاى استفاده كنند سرانجام بدست ما افتاد، به وسيله آن توانستيم افكار خود را در اذهان مردم بگنجانيم و صدها كرور طلا و نقره جمع آورى نمائيم.


پروتكل شماره3

زمامدارى مملكت را هدف احزاب سياسى قرار داده و به وسيله آن ميدان هائى را براى زد و خورد بوجود آورديم، در نتيجه اضطراب و ناامنى همه را بيچاره كرد و فقر و بدبختى بر تمام كشورها حكم فرما شد.
با جمله (حقوق كارگران) فقرا و بينوايان را دچار بحران كرديم، زيرا فشار زندگى، آنها را از رسيدن به اين حقوق ساختگى باز داشته، در نتيجه هم از حقوق روزانه خود محروم شده و هم در اثر اعتماد بر كابينه هاى كارگران و تظاهرات بى مورد، فقيرتر و بيچاره تر گشتند.
مردم زير لواى ما اشراف را كه در واقع به نفع آنها بود از بين برده و خود را در ذهن استعمارگران و ثروتمندان نوظهور انداختند.
ما پيوسته مى كوشيم تا خود را مخلص و مدافع از كارگران قرار دهيم و به اين وسيله آنها را تحت خِرقه كشيده و از طرفداران كمونيزم قرار دهيم.
از مبادى كمونيزم، دفاع خواهيم كرد تا مردم گمان كنند كه مخلص آنها هستيم و اين همان روشى است كه حزب (ماسونى) در پيش گرفته است.
ملّت يهودى براى آن كه رفقاى خود را به شكل قهرمان نشان دهد، آنها را از قهرمانان درجه اوّل معرفى مى كند.
تا توانستيم بساط فقر و بيچارگى را وسيع ساختيم تا مردم همچنان برده و ذليل اراده ما باشند.
از راه تقويت حسّ حسد و كينه توزى عواطف و احساسات مردم را به خدمت گرفته و مى گيريم.
ملتهاى غير يهودى بدون كمكهاى فكرى ما نمىتوانند كارى انجام بدهند، حتّى در كوچكترين مسائل زندگى خود نياز به ما دارند.
انقلاب فرانسه كه آن را انقلاب كبير مى ناميم بدست ما انجام گرفت اعلاميه حقوق بشر از تراوشات يهود است، اسرار اين اعلاميه براى ما خيلى روشن و واضح است زيرا ما آن را تنظيم كرده و به وسيله آن مردم را بدبخت و بيچاره كرديم.


پروتكل شماره4
اجتماعى در موقعى سعادتمند خواهد بود كه متديّن و به رهبرى روحانيّت گام بردارد، ولى هرچه مردم از دين دور شده و به اصطلاح متمدنتر شوند، به نفع ما خواهد بود، بدين سبب ما بايد عقده (خداپرستى) را از اذهان مردم بيرون كرده و آنها را به سوى ماديّت سوق دهيم.
براى آن كه ملتهاى غير يهودى متوجه سياست پشت پرده ما نشوند، بايد آنها را به كارهاى صنعتى و تجارتى سرگرم كنيم تا به (دشمن مشترك) خود پى نبرند.نتيجه اين عمل آن است كه ثروت ملتهاى غير يهودى كه همچنان در بانكها بيكار مانده است، به وسيله معاملات ربوى به خزانه هاى ما تحويل مى گردد.


پروتكل شماره5
بذر دشمنى، كينهتوزى و حسد را در هر خانه اى كاشته و در اين زمينه از تعصّبات مذهبى، قبيلهاى و غيره استفاده كنيم.
در مملكتى كه ما زندگى مى كنيم هيچ موقع از طرف همسايگان عليه آن مملكت اعلان جنگ نخواهد شد، زيرا سياست ما طورى است كه هر دولتى صلاح خود را در كناره گيرى از ستيزه جويى با ما میداند!
خداوند ما را نابغه هاى جهان خلق كرده است، تا از عهده حكومت بر دنيا به خوبى برآييم.
علم اقتصاد حقيقت شگرفى را كشف كرد و آن اين است كه قيمت (ثروت) بيش از تخت و تاج است.
اهميّت بى سلاح بودن ملّت، بيش از روانه كردن او است به جنگ، بهتر از همه آن است كه در عوض خاموش كردن عواطف احساسات مردم از آنها در نيل مقاصد خويش استفاده كنيم.
براى آن كه اجتماع را مجبور سازيم از سياست ما پيروى كند، بايد آن قدر در (قوانين) دولتى تغيير و تبديل نماييم تا هميشه اجتماع متحير بوده و نتواند خطا را از صواب تميز دهد و در نتيجه از هر رأى مجهولى متابعت خواهد كرد.
بايد عقايد و آراء متضادى را در اجتماع ايجاد كنيم تا كسى نتواند، حقّ را از باطل تميز دهد و خلاصه دريچه فهم بر مردم بسته شود.


پروتكل شماره6
جنگهائى كه به پا خواهيم كرد احتياج به ثروت سرشارى دارد، اين چنين پول هنگفت را به وسيله احتكارهاى بزرگ تأمين خواهيم كرد، تا هم دولتها را بيچاره نموده و هم هزينه جنگ تأمين شده باشد.
اِشرافِ ملتهاى غير يهودى نابود شده و ديگر خطرى از جانب آنان متوجه ما نخواهد شد، ولى از اين نظر كه هنوز ملّت مالك اراضى خود مى باشد، مصالح ما در خطر خواهد بود.
كارهاى درجه يك را در دست گرفتيم، تا ديگران محتاج ما بوده و براى يك لقمه نان در مقابل ما به سجده در آيند.


پروتكل شماره7
تقويت ارتش و پليس براى تحقّق اين نقشه ها ضرورى و لازم است.
در اروپا و آسيا بايد جنگ، فتنه و آشوب بپا كرد و اين كار در حقيقت دو فايده دارد، يكى از بين رفتن آنها و ديگرى تسلّط ما بر آنها.
پيروزى در كارهائى نصيبمان مى گردد كه مخفيانه انجام گرفته باشد، هرگز لازم نيست كه يك فرد ديپلمات و سياسى مطابق گفتارش عمل نمايد.
براى آن كه به هدف نهائى خود برسيم لازم است كه اولاً افكار خود را به وسيله روزنامه ها به تمام مردم تزريق كنيم، تا اگر دولت بخواهد با ما مبارزه كند آن را با عصاى مخالفت با افكار عمومى تأديب كنيم.


پروتكل شماره8
رژيم ما آن چيزى است كه از طرف نويسندگان قانون شناس، اهل اداره و خلاصه محصلين عالى مقام تهيه شده و اين اشخاص تمام جزئيّات زندگانى اجتماعى را دانسته و تمام حرفهاى ديپلماسى و سياسى را به ما ياد مى دهند و بدين ترتيب از تمام ريزه كاريهاى زندگانى مطلع مى شويم.

پروتكل شماره9
وقتى دولت ما تشكيل گرديد، ما جزئيّات مربوط به زندگانى، آزادى، مساوات، اخوّت را تكذيب كرده، فقط همين كلمات را روى افكار خود قبول نموده، نام آنها را (حقّ آزادى و وظيفه مساوات و فكر برادرى) مى گذاريم يعنى شاخه هاى كار را بدست خود مى گيريم.و بدين وسيله گاو را از شاخهايش گرفته و تمام نيروهاى مخالفين را سركوب خواهيم كرد.
من مى توانم با كمال جرأت اعلام كنم كه واضعين قانون و مجريان آن و خلاصه فرشته سعادت و عفريت بدبختى ما هستيم.
سر منشأ هر ارعاب و نگرانى ما هستيم.
براى اجراى تصويب نامههاى خويش از كمونيستها، سوسياليسها و امپرياليستها استفاده مى كنيم، بدين نحو كه تا ممكن باشد آنها را تقويت مى نمائيم، زيرا بالاخره هر حزبى به سهم خود ديوارى از بناهاى عظيم قديم را خراب كرده و به اصطلاح سرنخى به ما خواهد داد.
فقط يك چيز ممكن است از شوكت و قوّت ما بكاهد و آن همكارى دولت و ملّت است ولى ما احتياطات لازمه را در اين زمينه انجام داده ايم، مثلاً بين ملّت و دولت جدائى وسيعى انداخته و ملّت را از دستگاه حاكمه خود مرعوب و خائف كرديم. در اين حال چگونه ممكن است ملّت تحت نفوذ ما نباشد؟

بالاخره آموزش و پرورش ما توانست به وسيله نشر افكار و آراى باطله نسل جوان را فاسد و متعفن سازد.
چون پايتخت شهرهاى ديگران توسعه پيدا كند، مجبور مى شوند، خطّ زير زمينى بكشند و اين به نفع ما است زيرا از همان تونلهاى زير زمينى اعمال تخريبى ما شروع خواهد شد.


پروتكل شماره10
مردم، هميشه از دريچه زرق و برق به سياست مى نگرند.
مگر ممكن است آنها حقيقت مطلب را درك كنند، در صورتى كه وكلاى آنها غرق در شهوات و عشرت هستند؟
وقتى اعلام انقلاب كرديم، به مردم اين طور خواهيم گفت: شما در منتهاى ناراحتى و بدبختى زندگى مى كرديد، ما اين را خوب درك كرده مى خواهيم علت اين بدبختى را رفع كنيم، ما مى خواهيم آسايش و رفاه عمومى ايجاد كنيم، گرچه شما ما را متهم مى دانيد، ولى آيا ممكن است قبل از آن كه دولت ما را مشاهده كنيد حكم قاطعى در بدى ما بدهيد؟
براى آن كه رأى اكثريّت را بدست آوريم، بايد به همه (حقّ رأى) بدهيم، زيرا تفرقه و تميز بين طبقات مانع از تحصيل آن مى گردد.
لازم نيست تمام دستگاه حاكمه را فاسد كنيم، تنها فاسد كردن يك جزء كافى است كه دولت را بدست ما بياندازد.
هرگاه سوزن (آزادى) را در جسم مملكت فرو بريم در واقع او را مبتلا به وبا نموده و سبب هلاكتش را فراهم كرده ايم.
دستور و قانون جز مدرسهٴ فتنه و فساد چيز ديگرى نيست و به عبارت ساده تر، يگانه عامل ايجاد ضعف و انحلال ملّت ها همانا (دستور) است.
(
(خطابه) چون روزنامه، پادشاهان و رؤسا را ضعيف و زائد در اجتماع كرده و لذا اكثر آنها معزول و بركنار شدند، بدين وسيله زمينه براى رژيم (جمهورى) آماده، به جاى پادشاه هيئتى به (رياست يكى از بردگان جانى و سوء سابقه دار (يهود) تشكيل مى دهيم.
اختيار يك حاكم جانى براى ما خيلى سودمند است زيرا هميشه از علنى شدن سوء سابقه خود خائف و آنچه دستورش دهيم اجرا خواهد كرد.
به اين سبب به رئيس صلاحيّت اعلان حكم (عرفى) خواهيم داد و در صورت اعتراض، به مردم چنين خواهيم گفت: چون رئيس جمهورى، رئيس كل ارتش است، بايد صلاحيّت حمايت دستور را داشته باشد، زيرا او نماينده مسئول دستور مى باشد. پس از آن كه هيئت حاكمه فاسد گشت، مردم به ستوه آمده فرياد خواهند زد ما را از دست اين رؤسا نجات دهيد، رئيسى براى ما انتخاب كنيد كه اسباب و علل اين اختلافات را از بين برده تعصّبات دينى و اخلاقى را نابود كند، رئيسى كه بتواند امنيّت را حكم فرما كند.


پروتكل شماره11
يكى از نعمتهائى كه خداوند به يهود عطا فرموده اين است كه آنها را در چهارگوشه جهان متفرق ساخته است، گرچه ديگران آن را از اسباب ضعف و بدبختى ما مى دانند، ولى اين پراكندگي است كه سبب بدست آوردن زمام حكومت جهان شده است.


پروتكل شماره12
كلمه (آزادى) تفسيرهاى متعددى دارد، بهترين تفسير، اين است كه بگوئيم: آزادى يعنى مواردى كه قانون رخصت مى دهد.اين معنى با هدفهاى ما بهتر سازش دارد زيرا تعيين آن موارد بدست ما است، چون قانون را ما جعل مى كنيم.
ديگر هيچ كس نمى تواند به سياست ما كوچكترين تعرضى بنمايد هر نشريه اى كه در صدد هجوم بر عليه ما برآيد فورا آن را به بهانه تحريك احساسات عمومى توقيف خواهيم كرد.
البته در نشريّات خودمان، به نقطه هائى از سياست (يهود) كه مايليم آنها را تغيير دهيم پرخاش خواهيم كرد.
هيچ خبرى، پيش از آن كه به اطلاع ما برسد، به گوش كسى نخواهد رسيد، يعنى كنترل اخبار جهان بدست ما و تنها خبرهائى به اطلاع همگان مى رسد كه به نفع ما باشد.
كتابهائى با سبكى شيوا و ارزان تأليف كرده و بدين وسيله افكار مسموم خود را به خورد مردم مى دهيم.
به زودى، سانسور كتاب بدست ما خواهد افتاد و از اين راه، از نشر افكار مغشوش و مخالف يهود، جلوگيرى مى كنيم.
در درجه اوّل از روزنامه هاى رسمى براى دفاع از حقوق يهود استفاده خواهيم كرد و در درجه دوّم روزنامه هاى شبه رسمى را وسيله نشر افكارمان قرار داده و در درجه سوّم از روزنامه هاى معارض استفاده مى كنيم، زيرا مخالفين را فقط به وسيله آنها مى توان شناخت.
چيزى كه هست همينها به نقطه اى كه مايليم هجوم خواهند برد و مخالفت ساختگى ما در نقشه سوّم است و آن روزنامه اى كه با ما مخالفت مى كند مخالفت را با افكار ما نموده است، در آن صورت دشمنان ما از نظر ساختگى به آن روبرو خواهند شد و ما از هر قسم روزنامه اى خواهيم داشت. ارستوكرات، جمهورى پرست، انقلابى حتّى آنارشيست، فقط بدون شبه تا اين تشكيلات باقى است روزنامه هاى ما هم مانند خداى هندى (فنشو) از تنگنا خارج خواهند بود و در مقابل دستهائى كه اداره روزنامه به آنها سپرده شده هم در تغيير جمعيّت و هم حاضر كردن افكار عمومى به نفع ما بى اثر نمى باشد و مردمى كه داراى عصبانيّت زياد مى باشند، از عقيده تابعيّت خود گذشته و به نفع ما سخن خواهند گفت.
وقتى رژيم را عوض مى كنيم، روزنامه ها نبايد از آن انتقاد كنند، تا مردم به حكومت جديد بدبين نشوند.


پروتكل شماره13
براى آنكه مردم را مشغول كرده باشيم، هر روز مشكلات جديدى براى آنها به وجود آورده تا آنها را از مذاكره در مسائل سياسى باز داريم.
هر روزه صفحه هاى جرائد و مجلات را از مسابقات فوتبال،بسكتبال، كشتى آزاد... پر خواهيم كرد تا بدين وسيله مغز ملّت را در تفكّر به اين مسابقات مشغول سازيم.
شايد، هيچ كس نداند كه در پشت كلمه (تقدّم، پيشرفت) چه دروغها و فريبهائى خوابيده است، بطور حتم اين كلمه جز در مواردى كه در پيش رویهاى علمى استعمال مى شود، هيچگونه معنى مفيدى ندارد.


پروتكل شماره14
درتمام كشورهاى بزرگ، ما عقائد دينى را ريشه كن خواهيم كرد و مطالب مسموم خود را به وسيله نويسندگان عالى مقام همان كشورها تزريق مردم مى نمائيم.

پروتكل شماره15
همه پليس هاى مخفى بين المللى در احزاب ما عضو خواهند شد.
براى آنكه (لوكوموتيو) بزرگ خود را به حركت درآوريم، بايد هيئتى متشكل از افراد بى باك، جانى و مطرود اجتماع بوجود آوريم، تا به وسيله (زور) آنها و (زر) ما اهداف و عقائد خود را دائر سازيم.
وكلاى مجلس سنا و تمامى شخصيّتهاى بزرگ اجتماع كوركورانه از سياست ما پيروى مى كنند.
چگونگى سيطره ما در يك جمله خلاصه مى شود: تمام ملت هاى جهان (كودك) و يهود (مادر) آنها است.


پروتكل شماره16
پيروى از (علماء) را ارتجاع و كهنه پرستى قلمداد خواهيم كرد تا بدين وسيله از يگانه دشمنى كه ممكن است در مقابل ما ايستادگى كند، آسوده خواهيم شد زيرا ديگر مردم به دور آنها نخواهند رفت.
تا يهود هست (علماء) بدبخت، فقير و بيچاره زندگى خواهندكرد.


پروتكل شماره17
هرچند وقت، براى آن كه از شوكت و عظمت رؤساى غير يهود كاسته باشيم، يكى از شخصيّتهاى برجسته كشور را به وسيله ترور فردى، به قتل مى رسانيم.

پروتكل شماره18
قاتل سياسى، نبرد در راه آزادى، جهاد براى سعادت انسان، جملاتى است كه به وسيله آنها مردم را متمرد، سركش و بىباك تربيت مى كند و اكثرا فريب ما را خورده اند.


پروتكل شماره19
...
ماليّات كمرشكنى بر املاك و عايدات وضع خواهيم كرد تا بودجه دولت تأمين گردد
بحرانهاى اقتصادى را به وسيله ي به كار انداختن پولها در كشورهاى غير يهودى به وجود آورديم. رؤساى غير يهودى يا از روى اهمال و يا از روى عمد دولت هاى خويش را مجبور كردند تا آن قدر از ما پول قرض كنند كه از پرداخت آن عاجز بمانند.

*********************************************************************

و قسمتي از پروتكل خدا در باره ي يهود

(تا كدام قوي تر از  دیگری باشد)

 

(من الذين هادوا يحرفون الكلم عن مواضعه*...و طعناً في الدين*...ولكن لعنهم الله بكفرهم* فلا يؤمنون الا قليلا) 46-نساء

(...ومن الذين هادوا للكذب سمّاعون*... يحرفون الكلم*... اولئك الذين لم يرد الله ان يطهرقلوبهم* لهم في الدنيا خزي ولهم في الاخرة عذاب اليم) 41-مائده

(مثل الذين حملوا التوراة ثم لم يحملواها كمثل الحمار يحمل اسفارا* بئس مثل القوم الذين كذبوا بآيات الله* والله لا يهدي القوم الظالمين)    5-جمعه

(قل يا ايها الذين هادوا ان زعمتم انكم اوليآء لله من دون الناس فتمنوا الموت ان كنتم صادقين)    6-جمعه

(و لن ترضي عنك اليهود و لا النصاري حتي تتبع ملتهم* قل ان هدي الله هو الهدي...)    120-بقره

(يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا اليهود والنصاري اوليآء... ان الله لا يهدي القوم الظالمين)    51-مائده

(و قالت اليهود يد الله مغلولة* غلّت ايديهم و لُعِنوا بما قالوا... والله لايحب المفسدين)    64-مائده

(لتجدنّ اشد الناس عداوةً للذين آمنوا*اليهود والذين اشركوا...)       82-مائده

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در ادامه ي مطلب تأثير يهود در نظم قرآن و تأثير آن بر فرهنگ اسلام را خواهيد خواند.

  نوشته شده در  سیزدهم مهر 1386ساعت 3:31

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.