تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

سهام عدالت!

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


بسم الله الرحمن الرحیم

امروز وارد دفتر روزنامه که شدم دیدم سردبیرمان چند فرم ثبت نام سهام عدالت که به تازگی برای خبرنگاران در نظر گزفته شده است را روی قفسه گذاشته و نوشته:

« هرکس سهام عدالت خود را بردارد و شنبه تا ساعب 10 تحویل دهد!»

دلم سوخت و یادم آمد که، او که نه روزنامه نگار است، نه از کمیته امداد حقوق می گیرد، نه روستایی است و نه اسمش در لیست بیکاران اداره ی کار است، سهام عدالت خود را از کجا بردارد و کی تحویل دهد!

  نوشته شده در  بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:31

...... |     |......

 

 

 

 

میراث ملی من و شما در بازداشت و حصار! چرا؟

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


مجموعه ی  تاریخی ربع رشیدی ( قلعه ی کلاغ ها):

در ضلع شمال شرقی چهارراه عباسی تبریز قطعه ی حصار شده ای با طبیعتی زیبا قراردارد که چند سالی است بروی شهروندان بسته شده و به محلی برای بازی کلاغ ها تبدیل شده است.

در قسمت شمالی این مجموعه یک زمین خاکی فوتبال قراردارد که جوانان محله در اوقات فراغت از این زمین بهره می برند.

ساعت 6 عصر 12 اردیبهشت 1388 بود که به اتفاق یکی از دوستان برای برای جمع کردن یک سری اطلاعات پیرامون این مجموعه، از طریق این زمین فوتبال وارد مجموعه ربع رشیدی شدیم. راهی خاکی که نشان از قدمهای بسیار در ورود به این مجموعه از همین مسیر دارد! و فاقد هرگونه علائم هشدار دهنده است!! ما را به بالای تپه ی مشرف به زمین بازی رساند.

پس از تهیه ی چند عکس از مجموعه، وقتی به دنبال کسی بودیم که بتواند ما را راهنمایی کند و اطلاعات دقیقی از مجموعه به ما ارائه کند، متوجه نگهبان مجموعه شدیم که سراسیمه به طرف ما در حال حرکت بود و با چوبدستی خود ما را هدف کرده بود. بالاخره دستگیرمان کرد و دقایقی در بازداشت دلچسب ایشان بودیم. البته اطلاعاتی را هم که می خواستیم از طریق ایشان بدست آوردیم. و درنهایت با وساطت دوستی از ادره ی میراث فرهنگی از بند ربع رشیدی رها شدیم.

مختصری از اطلاعات بدست آمده از این غائله:

الف- در قحط الرجال استان و شهرمان تبریز، سالی دو ماه، یک نفر خانم مهندس از رجلستانِ تهران می آیند و به همراه تیمشان اقدام به حفاری های باستان شناسی می کنند!

ب- منطقه ای در نزدیکی ظلع جنوبی مجموعه که در دست حفاری است، برای حفاظت از عوامل فرسایشی طبیعی دارای پوششی بوده است که ظاهراً چند میلیون تومان هزینه برداشته بود و چندی قبل باد های شدید منجر به پارگی این پوشش شده و هم اکنون منطقه ی در دست حفاری در مقابل آسیب های طبیعی از جمله بارش باران قراردارد و میراث باستانی ملت در حال آب خوردن است.

ج- شنیده می شود که منطقه ی ربع رشیدی دارای بودجه ی ملی است و قرار است یک مجموعه ی دانشگاهی در این محل احداث شود. البته کِی و به چه نحو؟ معلوم نیست!

اگر سالانه صد و اندی متر حفاری شود، شاید دویست سال دیگر طول بکشد تا منطقه آماده ی احداث دانشگاه شود. و به این ترتیب تا پنج نسل آینده شاید اصل موضوع فراموش شود.

د- بازدید عموم از مجموعه ی ربع رشیدی ممنوع است. میراث ملی من و شما در بازداشت و حصار! چرا؟   

  نوشته شده در  شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:27

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.