تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313
گروه زیتون

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

معمای قدر:

++++++++++++++++++++ اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی) +++++++++++++++++++++


معمای قدر:

اگر تقدیر یک سال هرکس در شب قدرش رقم می خورد، شب قدر را چه باید کرد؟!

در دعا وارد است که «الهی عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک». با این دیدگاه، تصور معامله و انتظار مزد برای هر عملی که باشد، توهینی به ساحت الهی و بی ادبی در محضر پروردگار است واگر فردی با اعمال یک شبه ی خود در یک معامله ی به ظاهر عادلانه قصد فریب خدا را داشته و نیّت خرید متاع یک سال را داشته باشد باید بداند که «والله خیر الماکرین» و اگر خدا را در ازای اعمال یک شبه ی خود بدهکارِ یک سال همراهی فرض کند، زهی خیال باطل.

شب قدر، شب حیات است نه شب ممات(إحیاء). شب تولد است نه شب مرگ. شبی برای زنده شدن است نه شبی برای خود را به موش مردگی زدن. شبِ تفکر است نه شب تقدس. زیرا یک انسان آنگونه که می اندیشد، زندگی می کند. و این شب فرصتی برای ساماندهی اندیشه ها برای یک سال زندگیِ با خدا و بندگان اوست.

نکته ی قابل توجه در این مقال تلاش برای وارونه کردن مفهوم قدر و إحیاء در فرهنگ عرفی ماست. همان تلاشی که در ماه میهمانی خدا!! ملاحظه کردیم. فرار از بیداریِ درونی یا فکری (متافیزیکی) و بسنده کردن به بیداری جسمی (فیزیکی) آفت شبهای إحیاء است. و هرکس به طریقی اقدام به این فرار می کند.

یکی با تعمیر گیرنده ی ماهواره اش ازچند روز قبل وسیله ی غفلتش را فراهم می کند و یک سال دیگر برنامه ی ابتذال برای خود دارد.

آن دیگری که روزه ی رمضان گرفته و نماز ادا کرده، سر بر بالین خود فریبی می نهد و تمایلش را برای -خود را به خواب زدن- در یک سال آینده نشان می دهد.

عده ای هم جمع می شوند و قرآن برسر می نهند و بک یا الله هم می خوانند ولی فقط می خوانند و در پایان با احساسی سرشار از بخشودگی از محفل قدرشان خارج می شوند. در این محفل هرچند گناه یک ساله ی اینان بخشوده نشده است ولی عقده های روانی شان تخلیه شده است. و از فردا می توانند با احساس تقدس بیشتری به چاپیدن بر جان و مال و ناموس مردم مشغول شوند!

آنچه خدا از بنده اش می خواهد چیست؟

و این شب چطور می تواند رهنمونی بر دربافت روش مردان خدا برای زندگی باشد؟

***

آنچه مهم است اینکه: این شب، اولین شب از بقیة عمر است، و اگر خود را برای آینده آماده نسازیم، بزودی متوجه خواهیم شد كه متعلق به گذشته هستیم.

  نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 11:50

...... |     |......

 

 

 

 

ماه میهمانی خدا؟!

++++++++++++++++++++ اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی) +++++++++++++++++++++


 

ماه میهمانی خدا؟!

صحبت از این ماه آنچنان هم که بنظر می رسد آسان نیست و نگاهی باریک بین به اطراف واکناف جامعه و جوانب ابن ماه پر خیر و برکت! می طلبد. رمضان ماه میهمانی خداست ولی بدلیل اینکه اصول این میهمانی برایمان مکشوف نیست آنرا به عادت تبدیل کرده ایم و به اصطلاح مانند بسیاری از امور وارداتی بومی کرده ایم. از نگاه عده ای هم بهتر است این ماه شامل رسوم سرگرم کننده ای باشد تا رشد و تعالیی در آن صورت نگیرد و بهتر آنکه اهل رمضان! با تصور تعالی و رشد معنوی در این ماه خوش باشند. شاید هم بتوان با سرگرم شدن به چنین رسومی از فشار گرسنگی و تشنگی رهید.

میهمانی هایی در این ماه مبارک! که تحت عنوان افطاری داده می شود، از رسوم واجب این ماه، قرار داده شده است. مردم به اقتضای اندیشه ی بلندشان! مقدمات این سورها را هفته ها قبل از رمضان فراهم می کنند، و عملاً به پیشواز آن رفته و خود را مهیا می کنند.

در نتیجه ی این عملکرد، کالاهای اساسی کم یاب می شود، حداقل گران می شود، بازار خورد و خوراک داغ می شود و سود جویان وارد گود می شوند. دولت هم برنامه های کنترلی خود را اعلام می کند و با گرانفروشان برخورد می کند!!! غافل از اینکه بجای برخورد با معلول بایستی به فکر هدایت علت این جریان باشد.

بله! این نوع سرگرمی و به پیشواز رفتن، بهترین راه مقابله با فرهنگ رمضان است. و این در صورتی است که اولین و سهل الفهم ترین دستور خدا برای این ماه، دوری از خوردن و آشامیدن است.

زندگی در این ماه باید از کیفیت بالاتری برخوردار باشد، زیرا این ماه بایستی، ماه خود سازی و تولد دوباره مان باشد. لاکن چون الگوی روزه توسط اجتماع، فیزیکی و جسمی ترسیم می شود، بیش از پیش به کمیت روی می آوریم و عادت به فدا کردن کیفیت در برابر کمیت می کنیم.

در این ماه همه جا پر از نشانه های ایمان می شود، نه ایمان.

در طول این ماه قرآن برای ثواب آن خوانده می شود نه برای فهمیدن، برنامه های ختم قرآن اجرا می شود. و قرآن در حصار کمیّت گرفتار می شود.

برخی تارک الصلاة ها هم نماز می خوانند! و پس از رمضان دوباره نمازشان را ترک می کنند.

میهمانی هایی با قوانین ویژه برگزار می شود. چشم و هم چشمی ها و تشریفات لوکس و پرهزینه که جای خود دارد، کسی به افطاری دعوت می شود که بتواند به نوعی از عهده ی شرمندگی میزبان بدرآید. و عموماً نیازمندان سرِ این سفره ها جایگاهی ندارند. حتی گاهی این هزینه ها قربتاً الی الله شامل قمار هم می شود. و هزینه های هنگفتی که صرف این سورها می گردد، علی رغم نظر میزبان به جیب او برنمی گردد.

عده ای از صاحب منصبان هم تمام این ماه را بجای اینکه مهمان خدا باشند مهمان سفره های مردمی که بی شباهت به سفره های بهشتی نیست، هستند. نیمه ی پنهان این مهمانی ها هم جای خود دارد... !

مردم اهل عبادت و مسجد می شوند و تصور نزدیکی به خدا دارند، ولی عید فطر که فرا می رسد گویی مردم در مبارزه (نه با نفس خویش که با خدا) پیروز شده اند! همه به مصلّی هجوم می آورند.(1) از فردا دیگر کاری به کار خدا ندارند و بجای آنکه تأثیری از رمضان گرفته باشند، تسلیم خدا شوند، و در اندیشه ی خدمت به اجتماع و خلق خدا باشند، عبادت و مسجد را فراموش می کنند به دروغ ها و نیرنگ ها ی قبلی باز می گردند و با خلق الله همان می کنند که می کردند. فطر در این فرهنگ، عید روزه خوارانی می شود که یک ماه برای همرنگی با محیط روزه گرفته یا بهتر بگویم گرسنه مانده اند و اکنون خوشحالند که می توانند بخورند. هرچند که در ماه رمضان نیز آنقدر خورده اند که یحتمل اضافه وزن هم پیدا کرده اند.

عالی ترین فرهنگ فطر به بیان حافظ علیه الرحمة افسوس خوردن به اتمام رمضان است:

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت                 صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

محدودیت ناپسند است و هرگاه در ابعاد مادی باشد ناپسند تر. و بدا به حال آنان که روزه داری خویش را با محدود کردن خود در بخور و نخور های مادی فقط به خود ثابت می کنند. این انسانی است که مورد پسند شیطان است. زیرا خدا می خواهد انسانی بنده ی او باشد که محصور درحصار ماده نیست.

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------

1- مطابق احکام شرعی نماز عیدین در غیر حضور امام(ع) مستحب است.

 

  نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:7

...... |     |......

 

 

 

 

آقای استاندار! دم خروس را باور کنم یا قسم حضرت عباس را؟

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


مرد منصف پایتخت نشین و ادعای دفاع از حقوق آذربایجان:

لازم می دانم در ابتدا به سخنانی از دکتر شکور اکبر نژاد؛ نماینده ی مردم استان در مجلس شورای اسلامی اشاره کنم. ایشان در جلسه ای که در آستانه ی حضورشان در مجلس در بنیاد فرهنگی طوبی برگزارشد، اظهار داشتند؛ درحالی 3درصد بودجه ی کشور به استان ما اختصاص دارد که 5درصد جمعیت کشور در این استان ساکنند و این جفایی در حق این خطه ی شهید پرور است.

 درصفحه ی روی خط قرمز شماره ی 250 نشریه ی آذرپیام قسمتی از اظهارات جناب استاندار در کنفرانس خبری ایشان به که مناسبت هفته ی دولت برگزار شده بود بصورت یک خبر با عنوان «جفا در حق آذربایجان را نمی پذیرم.» آمده بود.

جناب آقای استاندار، بودجه ی استان را در سال های گذشته و سه سال اخیر مقایسه ی کلی کرده و مدعی افزایش سه تا چهار برابری آن هستند! در حالی که در سوی دیگر به نوعی مدعی هستند که افزایش قیمت نفت نه تنها باعث ثروتمند شدن کشور نشده بلکه باعث شده تا قیمت اقلام و نهاده های مختلف سه برابر افزایش یابد. پس سه برابر افزایش بودجه در برابر سه برابر افزایش قیمت صورت گرفته که می توان به این نتیجه هم رسید که عملاً افزایش بودجه ای صورت نگرفته است!!

ایشان مدعی شده اند که اگر روزی در حق آذربایجان شرقی جفا شود، درحد توان خود در برابر جفا بر آذربایجان خواهد ایستاد.

-  توان خود آقای استاندار برای دفاع از حق استان چقدر است؟ و با چه معیار و استانداردی می توان آن توان را سنجید؟

-  و آیا مجموعه ی دستگاه استانداری، برنامه و روش کارشناسیی برای دفاع از حق استان ندارد که آقای استاندار به توان خود اشاره می کند؟

اگر چنین باشد بنده ترجیح می دهم فردی که توان شخصیِ بیشتری دارد بر مسند مدیریت استان قرار گیرد «مثلاً آرنولد شواردزنگر». تازه در این صورت کلاس استان بالاتر هم می رود. مدیر پروازی از کالیفرنیا کلاس بالاتری از مدیر پروازی از تهران دارد.

  نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:18

...... |     |......

 

 

 

 

رمضان شاد:

++++++++++++++++++++ اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی) +++++++++++++++++++++


بگذارید مطلب امروز را با خاطرات شاد دوره ی نوجوانی آغاز کنم. در سال های دهه ی 60 که در سنین مدرسه بودم، ماه رمضان برای من از بهترین اوقات سال بود. هر روز بعد از اینکه از کار درس و مشق فارغ می شدم، از حدود دو ساعت مانده به افطار، بساط بازی در کوچه فراهم می شد و بچه های شاد گرد هم می آمدند. البته گاهی هم فریادهای ناشی از شدت ذوق کودکان، صدای یکی از همسایگان را درمی آورد.یادش بخیر.

چند دقیقه مانده به افطار، بساط را جمع می کردیم و در کنار سفره ی رنگارنگ افطار که حاصل زحمت چند ساعته ی مادر بود، حاضر می شدیم. عطر و طعم غذاهای مادر در آن روزها را هنوز به یاد دارم. همراه بزرگترها که افطار می کردند ما هم غذا می خوردیم. دیگر در این سال ها از آن سفره ها خبری نیست و هرگاه ناغافل به منزل پدر سری می زنم، یک سفره ی ساده که فقط نصفش باز است را می بینم که که آن دو جوان قدیمی در کنارش مشغول صرف لقمه ای نان و اندکی غذا برای افطارند و مادر دیگر حوصله های  آنروزها را ندارد.

ساعتی پس از افطار با پدر به مسجد می رفتیم. البته باید اعتراف کنم که برای نماز نمی رفتم. بلکه هم بازی هایم که می آمدند من هم می رفتم. مسئولیت آبدارخانه ی مسجد در ماه رمضان به عهده ی همان بچه های هم بازی بود. از این مسجد رفتن هم بغایت لذت می بردیم که راستش را خواهید فکر نمی کنم کسی از آن لذت ها برده باشد.

زمان به سرعت گذشت و دوران سپری شد. وارد سن تکلیف شدم ولی نمی خواستم این حقیقت را قبول کنم. بازهم بچه محل ها را جمع می کردم و قبل از افطار با دهان روزه ساعتی توپ می زدیم. آنقدر می چسبید که گرسنکی و تشنگی را هم فراموش می کردیم. صدای اذان یادمان می انداخت که بایستی افطار کنیم. قرار مسجد را گذاشته و به منزل می رفتیم. البته این بار مسجد رفتنمان هم برای نماز بود و هم ادره ی آبدارخانه و هم آموزش چند مسئله ی شرعی، و البته بعد از مسجد با دوستان دوری در کوچه و خیابان می زدیم و از آینده ها و برنامه ها می گفتیم. درس و کنکور و شغل و البته نتایج و تحلیل های بازی های فوتبال.

با ورود به دهه ی 70 به یکباره تمام آن دوران و ساخته هامان فروریخت. چه در دوره ی دانشجوییم در دیار غربت تهران گذشت، چه در دوره ی سربازی و چه پس از ازدواج، ماه شادی های من به ماه دلتنگی ها بدل شد. و آن روزها دیگر برنگشت.

رمضان ماه میهمانی خداست و خدا دوست ندارد میهمانش دلتنگ و اندوهگین باشد. با این تفکر سال های سال بدنبال دوستان شادی برای شب های رمضانم بودم. بالاخره در تابستان 86 به خواسته ام رسیدم.

از لطف دوستانی که با اجابت خواسته ام رمضان گذشته را برایم گلستان کردند تشکر می کنم. و  امسال نیز بدنبال دوستانی شاد ترم.

 و هل من ناصرٍ ینصرنی؟

  نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 10:59

...... |     |......

 

 

 

 

شادی؛ یک تکنیک الهی برای حیات طیبه:

++++++++++++++++++++ تعلیم و تربیت +++++++++++++++++++++


انسان ها بر دو دسته اند: آگاه و غافل.

یک انسان آگاه همیشه به داشته هایش شاد است و اندیشه هایش در افقِ چگونگی فتح آینده سیر می کند. لذا همیشه شاداب و پر انرژی است. اما یک فرد غافل همواره در غم نداشته هایش اندوهگین است و مشغول طرح چراهای منفی برای نداشته هایش. او در گذشته های خود بدنبال چیزهایی است که از دست شان داده است.  تفاوت دو فرد آگاه و غافل به اندازه ای است که با ملاقات یک انسان آگاه شاد می شویم و با ملاقات یک انسان غافل فضای روانی مان تخریب می شود. پس هر باور مثبت نشانه ای از شادی و هر باور منفی نشانه ای از غم است.

مفهوم حیات از نظر انسان های غافل چیزی جز آنچه قسمت شان می شود نیست. لاکن انسان های هشیار چگونه های مثبت را از خود می پرسند و آینده ها را می سازند. از نظر اینان برای رسیدن به سهم و قسمت باید تلاش کرد. تمام تفاوت این دو دسته در نکته ای بسیار ظریف نهفته است و آن تفاوت در نظام تفکر آنها است.

باز سازی نظام تفکر و در نتیجه حضور در عالم شادی ها:

همه ی انسان ها بدنبال خوشبختی هستند. ولی از اینکه خوشبختی چیست معمولاً غافلند و تصور می کنند خوشبختی پول و اتومبیل و خانه و خانواده و از این دست عینیات است که یا در گذشته از دست داده اند و یا در آینده باید به آن برسند. درحالی که خوشبختی، احساسِ رضایتی است که در لحظه ی حال اتفاق می افتد. واین همان قضیه ی  دیدنِ نیمه ی پر یا نیمه ی خالی لیوان است.

نگرش به آینده:

نقش اصلی در کیفیت زندگی هرکس را خودش ایفا می کند. و تا تصمیمی برای امروز گرفته نشود تغییری در آینده ایجاد نمی شود. هر باورِ ما به منزله ی نُتی برایِ زندگیمان است و هر نتی که امروز بوسیله ی تو نوشته می شود فردا بوسیله ی سمفونیِ هستی برای تو نواخته خواهد شد.

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ» (1)

« بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست           از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی »

این تئوری در نگاه اجتماعی نیز تمامِ حرف است. و هرگاه افراد انسانی در یک اجتماع چنین باشند سرنوشت آن جامعه قطعاً به نحو دیگری رقم خواهد خورد. بعبارت دیگر؛ یک جامعه متشکل از میلیونها باور است و هرگاه باورهای مثبت در جامعه به اکثریت برسند، آن جامعه استحقاق رشد خواهد داشت. این مضمون در روایات نیز وارد است که: هر ملتی شایسته ی حکومتی است که بر آن حکم می راند.

شادی رهنمونی برای حیات طیبه:

به بیان قرآن؛ سرنوشت اخروی این دو دسته از هم اکنون کاملاً روشن است:

« إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ » اين يک واقعيت است؛ گفتگوهاى خصمانه دوزخيان! (2)

« مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ »  محمّد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند. (3)

آری! آنان که در آتش جهنم با خصومت باهم رفتار می کنند، هم اکنون نیز اینگونه اند و هم نشینان بهشتی پیامبر، آنهایی هستند که امروز باهم مهربانند. فرق بین بهشت و جهنم خدا هم در حقیقت همین است.

به بیان استاد حسن زاده ی آملی هندسه ی هستی بر رحمت است. و هر کس چنین بیاندیشد همواره خود را شاد خواهد یافت.

خلاصه ی بحث:

همه ی کیفیت زندگی انسان ها به کیفیت نگاه آنها بستگی دارد.

« بُوَد خار و گُل باهم ای هوشمند             چه در بند خاری تو گل دسته بند

  گرت عیب جویی بود در سِرشت             نبینی ز طــاووس جز پای زِشت»

---------------------------------------------------------------------------------- 

1-     10/مائده        ۲-     64/ص        ۳-  29/فتح

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 13:29

...... |     |......

 

 

 

 

تحقق ملک مهدی(عج) وظیفه ای بر ذمه ی همه ی ماست.

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


توضیح برای جوابیه ی اداره ی کل تعاون:

مطلب (حل معضل مسکن و تعاونی های مسکن مهر) در شماره ی 327 روزنامه ی سرخاب به چاپ رسیده بود. ضمن تشکر از توجه اداره ی کل تعاون استان به مطلب مذکور، ذکر نکاتی ضروری بنظر می رسد:

 جوابیه ی ارسالی آن اداره ی محترم  پاسخ درخوری به ایرادات مطرح در اصل مطلب نبوده و شاید هم سوء تفاهمی در میان بوده که احیاناً با توضیحات زیر قابل رفع است. به هر روی نویسنده با ارائه ی دلیل و توضیح، قضاوت را به افکار عمومی وا می گذارد.

 پس از مراجعه برای برقراری ارتباط با مدیر عامل یکی از تعاونی های مسکن مهر و عدم توفیق برای برقراری ارتباط و دو بار مراجعه به روابط عمومی اداره ی کل تعاون و مصاحبه با آقای آسمانی و آقای طهماسب پور؛ رئیس هیئت مدیره تعاونی امام سجاد خیابان عباسی و یکی از اعضاء متقاضی مسکن مهر، نتایجی بشرح زیر بدست آمد.

لازم به ذکر است در این راستا مصاحبه هایی با برخی افراد به عمل آمد که به درخواست خودشان از دکر نام آنها خودداری می کنیم.

ایرادهای وارد به جوابیه:

در جوابیه آمده است:

1- «اداره کل تعاون برای تمامی اعضای تعاونی های مسکن مهر طی این مدت جلسات متعدد آموزشی برگزار کرده و اصول تعاون و نحوه ی اداره آن را آموزش داده،».

 لیکن تمامی مصاحبه شوندگان ضمن عدم تایید این ادعا، اظهار کرده اند که اصولاً برگزاری این دوره ی آموزشی برای انبوه اعضاء تعاونی ها (بیش از 40000 نفر) امری تقریباً محال است.

2- «مراحل انتخاب هیئت مدیره در تمامی تعاونی ها طی شده و روال قانونی آن انجام یافته و هیئت مدیره ی فعلی منتخب مجمع عمومی میباشد.»

آقایان آسمانی و طهماسب پور در راستای نحوه ی انتخاب هیئت مدیره چنین اظهار داشتند: هیئت موسس اولیه تعاونی ها که شامل حدوداً 20 نفر بوده و با معرفی توسط ارگان ها و موسسات و انجمن اسلامی مساجد محل به اداره ی تعاون شکل گرفته اند، خودشان پس از عضویت در تعاونی با آراء خود هیئت مدیره را انتخاب کرده اند.

توضیح نگارنده: بنظر می رسد این نوع انتخاب شباهتی به انتخاب هیئت مدیره در شرکت های سهامی خاص داشته باشد. والّا انتخاباتی که قبل از عضو گیری عمومی و بصورت کلیشه ای و میان اعضای مشخص برگزار شود، تکلیفش روشن است! در ثانی؛ کذام هیئت مدیره هم اکنون و فی البداهه آماده ی برگزاری انتخابات آزاد با شرکت تمامی اعضائ متقاضی مسکن است؟

3- «گفته شده است مدیر عامل زیر نظر بازرسین فعالیت می کند که صحیح نیست.»

وظیفه ی بازرس کاملاً مشخص است و نیازی به تفسیر ندارد. او مأموری است که به کارهای عده ای نظارت می کند و لازمه ی ناظر بودن، زیر نظر داشتن است. این زیر نظر گرفتن به معنی دخالت در امور مدیریتی نیست، بل به مفهوم آگاهی از روند امور و نظارت بر عملکرد مسئولین است. و اگر بازرس هیئت مدیره را زیر نظر نداشته باشد چطور می تواند تخلفات آنرا مشخص و به مجمع عمومی گزارش دهد و احیاناً درخواست تشکیل مجمع عمومی اضطراری نماید؟ و اصلاً جلوگیری از انحراف بدون زیر نظر داشتن چه مفهومی دارد؟

4- «اولاً ثبت نام و اخذ فیش ها خود نوعی اقدام عملی می باشد. ثانیاً؛ هیئت مدیره منتخب غیر از اینها، افراد واجد شرایط را مشخص کرده، دفاتر تعاونی زده، اتحادیه تشکیل داده اند، در دوره های آموزشی متعدد شرکت کرده اند و توسط اتحادیه های خود زمین تحویل گرفته اند. آیا این اقدام عملی نیست؟»

جواب نگارنده: خیر -  درصد پیشرفت کار فیزیکی مد نظر است. در حال حاضر زمینِ تحویل گرفته شده بصورت دست نخورده باقی است. پس از یک سال پیشرفت فیزیکی کار فعلاً صفر درصد است.

مسئله ی مسکن مهر در کشور بعنوان یک برنامه ی اورژانسی برای افراد فاقد مسکن توسط رئیس جمهور مطرح شده است. ولی عملاً روند کار مانند تعاونی های مسکن عادی و شاید حتی کند تر از آنه جریان دارد. وقتی یک بیمار اورژانسی را وارد بیمارستان می کنند، ثبت نام او در دفاتر بیمارستان و گرفتن پول و از این دست مسایل، در ردیف کار عملی به حساب نمی آید و هیچ یک از این دست مسایل نه فقط برای بیمار مهم نیست، بلکه نمک پاشیدن به زخم اوست. کار عملی از زمانی آغاز می شود که پزشک بالای سر بیمار حاضر شده و شروع به ماساژ قلبی می نماید.

5- «گفته شده اختلاف میان تعاونی ها و بلا تکلیفی ادامه دارد ... »

متن اصلی نگارنده در این موضوع تحریف شده و خواننده مجبور به برداشت دیگری از این مسئله می شود. در متن اصلی این مسئله به این صورت بیان شده که «این بلاتکلیفی و احیاناً اختلاف میان تعاونی های مذکور و مدیران دوایر دولتی درحالی ادامه دارد که اعضاء فاقد مسکن این تعاونی ها ... فقط تماشاگرند. منظور نگارنده همان مسائل ذکر شده است که هنوز بی پاسخ است و منظور بلاتکلیفیِ اعضاء متقاضی است که در جریان برنامه ها نیستند. البته به اظهار آقای آسمانی برنامه ی مکتوب و جدول زمان بندی در این راستا وجود ندارد و فعلاً فقط از آغاز واگذاری ها در سال 90 خبر می دهند. و اگر بتوان پروژه ی فاز 4 سهند را بدون برنامه تا سال 90 افتتاح کرد، کاری کارستان در شرف وقوع است.

6- «در خاتمه باید اشاره نمود که اجرای پروژه ی مسکن مهر به جهت حجم و بزرگی طرح و درگیر بودن تعداد زیادی از مردم استان در آن ماهیتاً نیاز به صبر و بردباری داشته و وجود برخی مشکلات و نا هماهنگی های جزئی را هم می توان طبیعی تلقی کرد.»

حجم و بزرگی طرح، طبیعی بودن مشکلات و نیاز به صبر و بردباری، عبارات جالب توجهی در این بند هستند.

اگر مطابق قانون اساسی، دولت موظف به تامین مسکن مردم است! حجم بزرگ کار امروز به دلیل عملکرد نادرست دیروز است و این به مغلطه افکندن طرف خطاب است. جالب اینجاست که هر ایرانی مالکِ درصد مشخصی از خاک و منابع این سرزمین است و امروز بجای اجرای طرح کاداس و دادن حقوق به صاحبان آن، مسکن 99 ساله ی بدون زمین در برنامه قرار گرفته است. و این سئوال که «سهم عادلانه ی هر ایرانی از سرزمین ایران چقدر است؟» هنوز بدون پاسخ است!

نکته ی دوم اینکه؛ مشکلات و ناهماهنگی ها، حاصل بی برنامگی و کم کاری و کاملاً غیر طبیعی است. آنانکه بخردانه و با برنامه در حال انجام وظیفه اند هیچگاه بهانه تراشی نخواهند کرد.

و نکته ی آخر؛ صبر و بردباری از طرف مردم برای ایستادن و عدم مطالبه ی حق خود می تواند صورت بگیرد و تابحال نیز اینطور بوده است. لیکن هرگاه این صبر و بردباری از طرف مسئولین و بر روی کار و پشتکار صورت کیرد، برازنده تر است.

      

 

 

 

  نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 14:35

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.