مطلبی به مناسبت روز قدس
يكى از حيرت انگيزترين و عجيبترين و خطرناكترين كتابهاى سياسى كه تا كنون انتشار يافته است، كتاب (پروتكلهاى حكماى يهود) مي باشد.
شما هنگامى كه اين كتاب را مطالعه كنيد، حتما متوجه خواهيد شد كه همين يهودى كه آنها را مردمِ سالم و بى آزارى فرض كرده بوديد، چه تشكيلات خطرناك و زيان بخشى دارند. اين كتاب مجموعه اى است از سخنراني هاى يك شخصيّت برجسته يهودى كه براى چند تن از ثروتمندان و افراد با نفوذ يهودى ايراد كرده است.
پنجه هاى خونين يهود از پشت صفحات كتاب به خوبى پيدا است و صدق گفتار (اوسكارليفى) يهودى ازاين كتاب به خوبى معلوم مى گردد، كه مى گويد: پادشاه اخلال گران، فتنه انگيزان و جلادان جهان ما هستيم.
توجّه شما را به چند پروتكل جلب می نمائيم، تا اين افعى هاى پرنفوذ را كه يگانه شعار آنها همان كلامى است كه (دى) اسرائيلى نخست وزير سابق بريتانيا گفته است:غَدْر (نيرنگ)، دروغ و خيانت در راه پيروزى گناه نيست، بشناسيد. و از سياستى كه دو جنگ جهانى را برپا نموده و ميليون ها مردم را به كشتن داد، اطلاعات تازه ترى بدست آوريد و ببینید تأثیر صهیونیزم در جامعه ی ما چقدر بوده است.
پروتكل شماره1
تِز آزادى سياسى را ما وضع كرديم، ولى برما لازم نيست كه آن را تطبيق كنيم، امّا اگر ضرورت پيدا كرد تمسك به آزادى سياسى براى جلب مردم مانعى ندارد.فرق نمی كند كشمكش هاى داخلى و يا جنگ هاى خارجى دولت را از پاى درآورد و آن را بدست دشمن بسپارد، در هردو صورت افتخار ما اين است كه سقوط كشور بدست ما انجام گرفته است.اخلاق و سياست جمع نمىشوند، بنا بر اين حاكمى كه خويش را مقيد و پاى بند به دستورات اخلاقى مىداند، در واقع مغز سياسى ندارد و هرگز حكومتش پايدار نمى ماند.
حقوق ما در پس (قوه) مخفى است، در حقيقت (حقّ) يعنى: آنچه در دست دارى به من بده، تا ثابت كنم، من پُرزورتر از تو هستم.
هدف واسطه را توجيه مى كند و هرچه در راه رسيدن به هدف انجام دهيم خوب است.
ما نبايد خود را به جملات: اين بهتر است اين اخلاقى است و مانند آن مقيد سازيم.
جوانان مسيحي را به مواد مخدر معتاد كرده و به شكل كلاسيك حيا، عفت و ناموس را به وسيله قهرمانان، آموزگاران و كلاً آموزش و پرورش از مغزها بيرون آورده كه اين چيزها در اجتماع مفهومى ندارد.
دروغ و سرنيزه و خدعه يگانه شعار ما است.
به عقيده ما زور، عنف و جبر يگانه عامل ايجاد عدالت اجتماعى است.
ما نخستين كسانى بوديم كه جملات آزادى، مساوات و اخوّت را در ذهن مردم انداختيم، مردم بيچاره هم آنها را طوطى وار تكرار كردند در صورتى كه هيچ يك از آنها تا به حال تحقق نيافته است و در نتيجه هم آزادى فردى را از دست داده و هم از حقوق اجتماعى خويش محروم شدند.
با آن كه اين كلمات مانند كِرم، سعادت نصارى را آهسته آهسته نابود مى كند، با وجود اين، آنها پرچم ما را بر فراز كشورهاى خويش نصب كرده و دولتهاى خود را يكى پس از ديگرى در اختيار ما گذاشتند.
پروتكل شماره2از بين مردم افرادى كوتاه فكر و بى رأى را انتخاب خواهيم كرد، تا هرچه به آنها دستور بدهيم بدون چون و چرا اجرا نمايند.
مارکس و نیچه خيال نكنيد كه اين تصريحات پوچ و بی اساس است، به خاطر داشته باشيد، ما بوديم كه زمينه را براى داروين آماده ساختيم و به اصطلاح به آنها سر و سامان داديم.
روزنامه، يكى از بهترين و مهمترين وسيله نشر افكار ما است.
روزنامه نگارى يكى از منابع سرشار فرهنگ است، ولى چون دولتها نتوانستند از آن بطور شايستهاى استفاده كنند سرانجام بدست ما افتاد، به وسيله آن توانستيم افكار خود را در اذهان مردم بگنجانيم و صدها كرور طلا و نقره جمع آورى نمائيم.
پروتكل شماره3
زمامدارى مملكت را هدف احزاب سياسى قرار داده و به وسيله آن ميدان هائى را براى زد و خورد بوجود آورديم، در نتيجه اضطراب و ناامنى همه را بيچاره كرد و فقر و بدبختى بر تمام كشورها حكم فرما شد.
با جمله (حقوق كارگران) فقرا و بينوايان را دچار بحران كرديم، زيرا فشار زندگى، آنها را از رسيدن به اين حقوق ساختگى باز داشته، در نتيجه هم از حقوق روزانه خود محروم شده و هم در اثر اعتماد بر كابينه هاى كارگران و تظاهرات بى مورد، فقيرتر و بيچاره تر گشتند.
مردم زير لواى ما اشراف را كه در واقع به نفع آنها بود از بين برده و خود را در ذهن استعمارگران و ثروتمندان نوظهور انداختند.
ما پيوسته مى كوشيم تا خود را مخلص و مدافع از كارگران قرار دهيم و به اين وسيله آنها را تحت خِرقه كشيده و از طرفداران كمونيزم قرار دهيم.
از مبادى كمونيزم، دفاع خواهيم كرد تا مردم گمان كنند كه مخلص آنها هستيم و اين همان روشى است كه حزب (ماسونى) در پيش گرفته است.
ملّت يهودى براى آن كه رفقاى خود را به شكل قهرمان نشان دهد، آنها را از قهرمانان درجه اوّل معرفى مى كند.
تا توانستيم بساط فقر و بيچارگى را وسيع ساختيم تا مردم همچنان برده و ذليل اراده ما باشند.
از راه تقويت حسّ حسد و كينه توزى عواطف و احساسات مردم را به خدمت گرفته و مى گيريم.
ملتهاى غير يهودى بدون كمكهاى فكرى ما نمىتوانند كارى انجام بدهند، حتّى در كوچكترين مسائل زندگى خود نياز به ما دارند.
انقلاب فرانسه كه آن را انقلاب كبير مى ناميم بدست ما انجام گرفت اعلاميه حقوق بشر از تراوشات يهود است، اسرار اين اعلاميه براى ما خيلى روشن و واضح است زيرا ما آن را تنظيم كرده و به وسيله آن مردم را بدبخت و بيچاره كرديم.
پروتكل شماره4
اجتماعى در موقعى سعادتمند خواهد بود كه متديّن و به رهبرى روحانيّت گام بردارد، ولى هرچه مردم از دين دور شده و به اصطلاح متمدنتر شوند، به نفع ما خواهد بود، بدين سبب ما بايد عقده (خداپرستى) را از اذهان مردم بيرون كرده و آنها را به سوى ماديّت سوق دهيم.
براى آن كه ملتهاى غير يهودى متوجه سياست پشت پرده ما نشوند، بايد آنها را به كارهاى صنعتى و تجارتى سرگرم كنيم تا به (دشمن مشترك) خود پى نبرند.نتيجه اين عمل آن است كه ثروت ملتهاى غير يهودى كه همچنان در بانكها بيكار مانده است، به وسيله معاملات ربوى به خزانه هاى ما تحويل مى گردد.
پروتكل شماره5
بذر دشمنى، كينهتوزى و حسد را در هر خانه اى كاشته و در اين زمينه از تعصّبات مذهبى، قبيلهاى و غيره استفاده كنيم.
در مملكتى كه ما زندگى مى كنيم هيچ موقع از طرف همسايگان عليه آن مملكت اعلان جنگ نخواهد شد، زيرا سياست ما طورى است كه هر دولتى صلاح خود را در كناره گيرى از ستيزه جويى با ما میداند!
خداوند ما را نابغه هاى جهان خلق كرده است، تا از عهده حكومت بر دنيا به خوبى برآييم.
علم اقتصاد حقيقت شگرفى را كشف كرد و آن اين است كه قيمت (ثروت) بيش از تخت و تاج است.
اهميّت بى سلاح بودن ملّت، بيش از روانه كردن او است به جنگ، بهتر از همه آن است كه در عوض خاموش كردن عواطف احساسات مردم از آنها در نيل مقاصد خويش استفاده كنيم.
براى آن كه اجتماع را مجبور سازيم از سياست ما پيروى كند، بايد آن قدر در (قوانين) دولتى تغيير و تبديل نماييم تا هميشه اجتماع متحير بوده و نتواند خطا را از صواب تميز دهد و در نتيجه از هر رأى مجهولى متابعت خواهد كرد.
بايد عقايد و آراء متضادى را در اجتماع ايجاد كنيم تا كسى نتواند، حقّ را از باطل تميز دهد و خلاصه دريچه فهم بر مردم بسته شود.
پروتكل شماره6جنگهائى كه به پا خواهيم كرد احتياج به ثروت سرشارى دارد، اين چنين پول هنگفت را به وسيله احتكارهاى بزرگ تأمين خواهيم كرد، تا هم دولتها را بيچاره نموده و هم هزينه جنگ تأمين شده باشد.
اِشرافِ ملتهاى غير يهودى نابود شده و ديگر خطرى از جانب آنان متوجه ما نخواهد شد، ولى از اين نظر كه هنوز ملّت مالك اراضى خود مى باشد، مصالح ما در خطر خواهد بود.
كارهاى درجه يك را در دست گرفتيم، تا ديگران محتاج ما بوده و براى يك لقمه نان در مقابل ما به سجده در آيند.
پروتكل شماره7
تقويت ارتش و پليس براى تحقّق اين نقشه ها ضرورى و لازم است.
در اروپا و آسيا بايد جنگ، فتنه و آشوب بپا كرد و اين كار در حقيقت دو فايده دارد، يكى از بين رفتن آنها و ديگرى تسلّط ما بر آنها.
پيروزى در كارهائى نصيبمان مى گردد كه مخفيانه انجام گرفته باشد، هرگز لازم نيست كه يك فرد ديپلمات و سياسى مطابق گفتارش عمل نمايد.
براى آن كه به هدف نهائى خود برسيم لازم است كه اولاً افكار خود را به وسيله روزنامه ها به تمام مردم تزريق كنيم، تا اگر دولت بخواهد با ما مبارزه كند آن را با عصاى مخالفت با افكار عمومى تأديب كنيم.
پروتكل شماره8رژيم ما آن چيزى است كه از طرف نويسندگان قانون شناس، اهل اداره و خلاصه محصلين عالى مقام تهيه شده و اين اشخاص تمام جزئيّات زندگانى اجتماعى را دانسته و تمام حرفهاى ديپلماسى و سياسى را به ما ياد مى دهند و بدين ترتيب از تمام ريزه كاريهاى زندگانى مطلع مى شويم.
پروتكل شماره9وقتى دولت ما تشكيل گرديد، ما جزئيّات مربوط به زندگانى، آزادى، مساوات، اخوّت را تكذيب كرده، فقط همين كلمات را روى افكار خود قبول نموده، نام آنها را (حقّ آزادى و وظيفه مساوات و فكر برادرى) مى گذاريم يعنى شاخه هاى كار را بدست خود مى گيريم.و بدين وسيله گاو را از شاخهايش گرفته و تمام نيروهاى مخالفين را سركوب خواهيم كرد.
من مى توانم با كمال جرأت اعلام كنم كه واضعين قانون و مجريان آن و خلاصه فرشته سعادت و عفريت بدبختى ما هستيم.
سر منشأ هر ارعاب و نگرانى ما هستيم.
براى اجراى تصويب نامههاى خويش از كمونيستها، سوسياليسها و امپرياليستها استفاده مى كنيم، بدين نحو كه تا ممكن باشد آنها را تقويت مى نمائيم، زيرا بالاخره هر حزبى به سهم خود ديوارى از بناهاى عظيم قديم را خراب كرده و به اصطلاح سرنخى به ما خواهد داد.
فقط يك چيز ممكن است از شوكت و قوّت ما بكاهد و آن همكارى دولت و ملّت است ولى ما احتياطات لازمه را در اين زمينه انجام داده ايم، مثلاً بين ملّت و دولت جدائى وسيعى انداخته و ملّت را از دستگاه حاكمه خود مرعوب و خائف كرديم. در اين حال چگونه ممكن است ملّت تحت نفوذ ما نباشد؟
بالاخره آموزش و پرورش ما توانست به وسيله نشر افكار و آراى باطله نسل جوان را فاسد و متعفن سازد.
چون پايتخت شهرهاى ديگران توسعه پيدا كند، مجبور مى شوند، خطّ زير زمينى بكشند و اين به نفع ما است زيرا از همان تونلهاى زير زمينى اعمال تخريبى ما شروع خواهد شد.
پروتكل شماره10
مردم، هميشه از دريچه زرق و برق به سياست مى نگرند.
مگر ممكن است آنها حقيقت مطلب را درك كنند، در صورتى كه وكلاى آنها غرق در شهوات و عشرت هستند؟
وقتى اعلام انقلاب كرديم، به مردم اين طور خواهيم گفت: شما در منتهاى ناراحتى و بدبختى زندگى مى كرديد، ما اين را خوب درك كرده مى خواهيم علت اين بدبختى را رفع كنيم، ما مى خواهيم آسايش و رفاه عمومى ايجاد كنيم، گرچه شما ما را متهم مى دانيد، ولى آيا ممكن است قبل از آن كه دولت ما را مشاهده كنيد حكم قاطعى در بدى ما بدهيد؟
براى آن كه رأى اكثريّت را بدست آوريم، بايد به همه (حقّ رأى) بدهيم، زيرا تفرقه و تميز بين طبقات مانع از تحصيل آن مى گردد.
لازم نيست تمام دستگاه حاكمه را فاسد كنيم، تنها فاسد كردن يك جزء كافى است كه دولت را بدست ما بياندازد.
هرگاه سوزن (آزادى) را در جسم مملكت فرو بريم در واقع او را مبتلا به وبا نموده و سبب هلاكتش را فراهم كرده ايم.
دستور و قانون جز مدرسهٴ فتنه و فساد چيز ديگرى نيست و به عبارت ساده تر، يگانه عامل ايجاد ضعف و انحلال ملّت ها همانا (دستور) است.
((خطابه) چون روزنامه، پادشاهان و رؤسا را ضعيف و زائد در اجتماع كرده و لذا اكثر آنها معزول و بركنار شدند، بدين وسيله زمينه براى رژيم (جمهورى) آماده، به جاى پادشاه هيئتى به (رياست يكى از بردگان جانى و سوء سابقه دار (يهود) تشكيل مى دهيم.
اختيار يك حاكم جانى براى ما خيلى سودمند است زيرا هميشه از علنى شدن سوء سابقه خود خائف و آنچه دستورش دهيم اجرا خواهد كرد.
به اين سبب به رئيس صلاحيّت اعلان حكم (عرفى) خواهيم داد و در صورت اعتراض، به مردم چنين خواهيم گفت: چون رئيس جمهورى، رئيس كل ارتش است، بايد صلاحيّت حمايت دستور را داشته باشد، زيرا او نماينده مسئول دستور مى باشد. پس از آن كه هيئت حاكمه فاسد گشت، مردم به ستوه آمده فرياد خواهند زد ما را از دست اين رؤسا نجات دهيد، رئيسى براى ما انتخاب كنيد كه اسباب و علل اين اختلافات را از بين برده تعصّبات دينى و اخلاقى را نابود كند، رئيسى كه بتواند امنيّت را حكم فرما كند.
پروتكل شماره11يكى از نعمتهائى كه خداوند به يهود عطا فرموده اين است كه آنها را در چهارگوشه جهان متفرق ساخته است، گرچه ديگران آن را از اسباب ضعف و بدبختى ما مى دانند، ولى اين پراكندگي است كه سبب بدست آوردن زمام حكومت جهان شده است.
پروتكل شماره12
كلمه (آزادى) تفسيرهاى متعددى دارد، بهترين تفسير، اين است كه بگوئيم: آزادى يعنى مواردى كه قانون رخصت مى دهد.اين معنى با هدفهاى ما بهتر سازش دارد زيرا تعيين آن موارد بدست ما است، چون قانون را ما جعل مى كنيم.
ديگر هيچ كس نمى تواند به سياست ما كوچكترين تعرضى بنمايد هر نشريه اى كه در صدد هجوم بر عليه ما برآيد فورا آن را به بهانه تحريك احساسات عمومى توقيف خواهيم كرد.
البته در نشريّات خودمان، به نقطه هائى از سياست (يهود) كه مايليم آنها را تغيير دهيم پرخاش خواهيم كرد.
هيچ خبرى، پيش از آن كه به اطلاع ما برسد، به گوش كسى نخواهد رسيد، يعنى كنترل اخبار جهان بدست ما و تنها خبرهائى به اطلاع همگان مى رسد كه به نفع ما باشد.
كتابهائى با سبكى شيوا و ارزان تأليف كرده و بدين وسيله افكار مسموم خود را به خورد مردم مى دهيم.
به زودى، سانسور كتاب بدست ما خواهد افتاد و از اين راه، از نشر افكار مغشوش و مخالف يهود، جلوگيرى مى كنيم.
در درجه اوّل از روزنامه هاى رسمى براى دفاع از حقوق يهود استفاده خواهيم كرد و در درجه دوّم روزنامه هاى شبه رسمى را وسيله نشر افكارمان قرار داده و در درجه سوّم از روزنامه هاى معارض استفاده مى كنيم، زيرا مخالفين را فقط به وسيله آنها مى توان شناخت.
چيزى كه هست همينها به نقطه اى كه مايليم هجوم خواهند برد و مخالفت ساختگى ما در نقشه سوّم است و آن روزنامه اى كه با ما مخالفت مى كند مخالفت را با افكار ما نموده است، در آن صورت دشمنان ما از نظر ساختگى به آن روبرو خواهند شد و ما از هر قسم روزنامه اى خواهيم داشت. ارستوكرات، جمهورى پرست، انقلابى حتّى آنارشيست، فقط بدون شبه تا اين تشكيلات باقى است روزنامه هاى ما هم مانند خداى هندى (فنشو) از تنگنا خارج خواهند بود و در مقابل دستهائى كه اداره روزنامه به آنها سپرده شده هم در تغيير جمعيّت و هم حاضر كردن افكار عمومى به نفع ما بى اثر نمى باشد و مردمى كه داراى عصبانيّت زياد مى باشند، از عقيده تابعيّت خود گذشته و به نفع ما سخن خواهند گفت.
وقتى رژيم را عوض مى كنيم، روزنامه ها نبايد از آن انتقاد كنند، تا مردم به حكومت جديد بدبين نشوند.
پروتكل شماره13
براى آنكه مردم را مشغول كرده باشيم، هر روز مشكلات جديدى براى آنها به وجود آورده تا آنها را از مذاكره در مسائل سياسى باز داريم.
هر روزه صفحه هاى جرائد و مجلات را از مسابقات فوتبال،بسكتبال، كشتى آزاد... پر خواهيم كرد تا بدين وسيله مغز ملّت را در تفكّر به اين مسابقات مشغول سازيم.
شايد، هيچ كس نداند كه در پشت كلمه (تقدّم، پيشرفت) چه دروغها و فريبهائى خوابيده است، بطور حتم اين كلمه جز در مواردى كه در پيش رویهاى علمى استعمال مى شود، هيچگونه معنى مفيدى ندارد.
پروتكل شماره14درتمام كشورهاى بزرگ، ما عقائد دينى را ريشه كن خواهيم كرد و مطالب مسموم خود را به وسيله نويسندگان عالى مقام همان كشورها تزريق مردم مى نمائيم.پروتكل شماره15همه پليس هاى مخفى بين المللى در احزاب ما عضو خواهند شد.
براى آنكه (لوكوموتيو) بزرگ خود را به حركت درآوريم، بايد هيئتى متشكل از افراد بى باك، جانى و مطرود اجتماع بوجود آوريم، تا به وسيله (زور) آنها و (زر) ما اهداف و عقائد خود را دائر سازيم.
وكلاى مجلس سنا و تمامى شخصيّتهاى بزرگ اجتماع كوركورانه از سياست ما پيروى مى كنند.
چگونگى سيطره ما در يك جمله خلاصه مى شود: تمام ملت هاى جهان (كودك) و يهود (مادر) آنها است.
پروتكل شماره16
پيروى از (علماء) را ارتجاع و كهنه پرستى قلمداد خواهيم كرد تا بدين وسيله از يگانه دشمنى كه ممكن است در مقابل ما ايستادگى كند، آسوده خواهيم شد زيرا ديگر مردم به دور آنها نخواهند رفت.
تا يهود هست (علماء) بدبخت، فقير و بيچاره زندگى خواهندكرد.
پروتكل شماره17
هرچند وقت، براى آن كه از شوكت و عظمت رؤساى غير يهود كاسته باشيم، يكى از شخصيّتهاى برجسته كشور را به وسيله ترور فردى، به قتل مى رسانيم.
پروتكل شماره18
قاتل سياسى، نبرد در راه آزادى، جهاد براى سعادت انسان، جملاتى است كه به وسيله آنها مردم را متمرد، سركش و بىباك تربيت مى كند و اكثرا فريب ما را خورده اند.
پروتكل شماره19
... ماليّات كمرشكنى بر املاك و عايدات وضع خواهيم كرد تا بودجه دولت تأمين گردد
بحرانهاى اقتصادى را به وسيله ي به كار انداختن پولها در كشورهاى غير يهودى به وجود آورديم. رؤساى غير يهودى يا از روى اهمال و يا از روى عمد دولت هاى خويش را مجبور كردند تا آن قدر از ما پول قرض كنند كه از پرداخت آن عاجز بمانند.
*********************************************************************
و قسمتي از پروتكل خدا در باره ي يهود
(تا كدام قوي تر از دیگری باشد)
(من الذين هادوا يحرفون الكلم عن مواضعه*...و طعناً في الدين*...ولكن لعنهم الله بكفرهم* فلا يؤمنون الا قليلا) 46-نساء
(...ومن الذين هادوا للكذب سمّاعون*... يحرفون الكلم*... اولئك الذين لم يرد الله ان يطهرقلوبهم* لهم في الدنيا خزي ولهم في الاخرة عذاب اليم) 41-مائده
(مثل الذين حملوا التوراة ثم لم يحملواها كمثل الحمار يحمل اسفارا* بئس مثل القوم الذين كذبوا بآيات الله* والله لا يهدي القوم الظالمين) 5-جمعه
(قل يا ايها الذين هادوا ان زعمتم انكم اوليآء لله من دون الناس فتمنوا الموت ان كنتم صادقين) 6-جمعه
(و لن ترضي عنك اليهود و لا النصاري حتي تتبع ملتهم* قل ان هدي الله هو الهدي...) 120-بقره
(يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا اليهود والنصاري اوليآء... ان الله لا يهدي القوم الظالمين) 51-مائده
(و قالت اليهود يد الله مغلولة* غلّت ايديهم و لُعِنوا بما قالوا... والله لايحب المفسدين) 64-مائده
(لتجدنّ اشد الناس عداوةً للذين آمنوا*اليهود والذين اشركوا...) 82-مائده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در ادامه ي مطلب تأثير يهود در نظم قرآن و تأثير آن بر فرهنگ اسلام را خواهيد خواند.
نوشته شده در سیزدهم مهر 1386ساعت 3:31
......
|
|......