صلح در عاشورا
++++++++++++++++++++
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
+++++++++++++++++++++
صلح در عاشورا «انٌی خرجتُ لطلبِ الاصلاح فی امٌةِ جَدٌی رسول الله» "امام حسین علیه السلام با قیام و امام حسن علیه السلام با قعود هردو امام صلح هستند". امام مهدی علیه السلام نیز امام صلح است، چه در غیبت، چه در ظهور و چه با قعود و چه با قیام. همچنانکه؛ حضور دارد نه فقط در ظهور، حتی در غیبت. شاید من از کلاس درک حضور غایبم!
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 22:56
......
|
|......
نهضت انتظار
++++++++++++++++++++
شیعه شناسی و نهضت انتظار
+++++++++++++++++++++
نهضت انتظار هر کس و با هر مذهبی اگر فقط با چشم "منطق علمی" به مذاهب و ادیان بنگرد، به این نتیجه خواهد رسید که هیچ مذهبی در تاریخ بشر به اندازه ی اسلام بین حقیقت و واقعیت موجودش فاصله پیدا نکرده است. لذا امیرالمومنین»ع« بجای اصطلاح انحراف از اصطلاح پوستین وارونه استفاده کرده و میفرماید جامه ی اسلام مانند پوستین وارونه پوشیده خواهد شد. ویژگی کاملترین دین الهی اینست که دو برداشت کاملاً متضاد از آن میسر است. و فقط افزودن یک پارامتر منفی میتواند تمام حقیقت مثبت اسلام را به واقعیت منفی موجود تبدیل کند. متاسفانه این بحث وارونگی آنقدر گسترده است که بندرت میتوان موضوعی را یافت که این وارونگی در آن رخ نداده باشد. والبته عادت به وضع موجود معمولاً باعث بی توجهی و عدم نگرانی ماست. توجه به این نکته نیز لازم است که بدانیم اغلب این وارونگیها حاصل دست درازیهای منفعت طلبانه ی حاکمان سیاستمدار و کج فهمیهای برخی به اصطلاح علما بوده است. و اما بحث ساختن آینده ی تاریخ: اعتقاد به ظهور مصلح آخرالزمان چه فایده ای دارد؟ این اعتقاد یا عدم اعتقاد چه نقش مثبت یا منفی میتواند در مسئولیت، سرنوشت، وظیفه ی فردی و رسالت اجتماعی ما داشته باشد؟ و چه تاثیری در زندگی امروز ما به جای بگذارد؟ ما به امامت معتقدیم. به امام زمان(عج) معتقدیم و...در مقابل اجتماعات بشری دیگری هستند که به این اصول اعتقادی ندارند لکن وضع زندگی آنها یا چندان تفاوتی با ما ندارد یا از ما بهتر است. یک هندوی گاوپرست، مردانه با همت خودش آینده ی خود و کشورش را میسازد و با زبان حال به شیعه ای می خندد که دست روی دست گذاشته و منتظر است فردی که در عالم غیب بسر میبرد بیاید و زندگیش را سر و سامان بخشد. امامت و مهدویت حق است اشکال در نوع شناخت ما از این اصول است. اگر آیه ی (ولله العزة و لرسوله و للمومنین...) را باور داریم، چرا این عزت قابل درک و رویت نیست؟ اگر مومنین عزت ندارند و ذلیل اند و از نظر شعور و فرهنگ و اقتصاد و قدرت نظامی کفار بر آنها برتری دارند باید یقین کنیم که ایمان مومنین عوضی است و اسلام را وارونه به خورد آنها داده اند. انتظار دو معنی دارد: 1- تن دادن به ذلت، توجیه وضع موجود و اینکه یک نفر می آید و همه چیز را درست می کند.(معنی وارونه ی انتظار) *نتیجه ضمنی اینکه: بنشینیم و بنگریم تا دیگران برای ما تصمیم بگیرند. 2- انتظار آینده ساز: مردمی که مجهز به این ایدئولوژیند نیرومند ترین سلاح را برای نابودی فساد، بزرگترین ضربه را برای کوبیدن ظلم و بزرگترین انرژی را برای حرکت بطرف آینده دارند. *انتظار ستیز با واقعیت موجود و حرکت بطرف حقیقت مطلوب است. و این یعنی «نه» گفتن به آنچه که هست.... آیه ی (ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین) نیز ضمن تبیین این بحث بر این موضوع تاکید میکند که مستضعفین باید خود را آماده کنند تا با اراده ی الله امامان و وارثان زمین شوند. *توضیح: [لازم به ذکر است که نوع بیان الهی در قرآن اندکی با محاورات معمول ما فرق میکند لذا برای تبیین بهتر این آیه میتوان از آیاتی نظیر (أأنتم تزرعونه أم نحن الزارعون) کمک گرفت و نوع اراده ی الهی را در انجام امور فهمید. بدیهی است که تحقق اراده ی الهی برای رویاندن گیاه بوسیله ی زارع است همینطور نجات نوع بشر بایستی بوسیله ی همین مستضعفین باشد.] امروز وظیفه ی هر مستضعف حرکت از وضع موجود بطرف وضع مطلوب است و رضایت به شرایط حاضر در حکم قرار گرفتن در جبهه ی روبروی اراده ی خداست. مهمترین حرکت ما میتواند از باورها و عقاید و نظام اجتماعیمان باشد. بعبارت دیگر: "آدمی در عالم خاکی نمی آید بدست عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی"
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت 20:46
......
|
|......
*شیعه ی جامعه و شیعه ی اهل بیت: عام الجماعة سالی است که معاویه با قتل امام حسن(ع) توسط همسر وی ، توانست تمامی مخالفین (به اصطلاح) اسلام راستین را از سر راه برداشته و تمامی جامعه را حول یک محور بنام خلیفةالمسلمین متحد کند. بدین ترتیب معاویه موفق شد جامعه ای به اصطلاح مدنی بنیانگذاری کند که تک تک افراد آن اجتماع خود را از اهل جماعت و سنت می دانستند. عبارت اخرای آن(عام الجماعه) اینست که تمامی افراد آن روزگار خود را پیرو سنت خلیفه میدانند، (نه سنت رسول الله<ص>). مسلمین (به معنای اعم) از این قاعده ی معاویه تا دوره های معاصر پیروی کرده اند. (بنی امیه _ بنی عباس _ ... _ عثمانی _ آل سعود) در تمام این دوران تا عهد صفویه «شیعه» به معنی خاص خود بکار میرفت. یعنی فردی که در زمره ی خواص اهل بیت قرار دارد. افرادی که جزء خواص اهل بیت نبودند ولی با حب اهل بیت به فرمایشات ایشان عمل میکردند و از قانون اهل جماعة و سنت تبعیت نمیکردند «رافضی» نامیده میشدند. یعنی کسانی که قانون خلیفه را نپذیرفته اند (رَفَضَ: نپذیرفت، رد کرد). این عده در سخت ترین شرایط ممکن زندگی میکردند و از بسیاری از امکانات اولیه و حقوق طبیعی نیز محروم بودند. شرایط سخت جامعه و قرار گرفتن در جبهه ی روبروی خلیفه، روافض را در هدف خود راسختر میکرد و باعث میشد سرسختی آنها در برابر رژیمهای فاسق و غاصب بیشتر شود. اوضاع تا زمان صفویه چنین بود. در عهد صفوی، طی معادله ی سیاسی دو طرفه ای که میان حاکم(شاه طهماسب) و زعیم زمان(محقق کرکی) حل شد، صفویه موفق شد با رسمیت دادن به مذهب شیعه، سیستم اداره ی مملکت را به نفع حاکمان جامعه به حرکت درآورد. و محقق کرکی(رحمة الله علیه) با سیاستمندی و درایت توانست از این شرایط به بهترین وجه استفاده کند و بستری برای رشد اندیشه ی شیعی فراهم ساخته و در بسط فرهنگی شیعه قدمهای موثری بردارد. در سیستم جدید بوجود آمده، علما و اندیشمندان (خواص شیعه) در جهت یک هدف کلی (نهضت انتظار) سازماندهی شده اند و هر حرکت خردمندانه و حکیمانه به این هدف خواهد انجامید. همچنین در این سیستم تمامی حرکتهای نابخردانه و عوامانه به نفع حکام جور است. سلاطین صفوی هم همین را قبول داشتند، آنها با خود شیرینیهایی که در مقابل روافض انجام میدادند موفق به عوامفریبی شدند و همان کاری را که معاویه در عام الجماعه کرده بود، با اعلان مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی کشور، انجام دادند. حال عوام الناس که خود را با حکومت در یک جبهه میدیدند، نه تنها با حکومت مقابله نمیکردند بلکه راه ابقای این حکومت جانفشانی نیز میکردند. شاید امروز جامعه ی ما به تعریف صفوی دههامیلیون شیعه داشته باشد. البته شیعه ی جامعه نه شیعه ی علی. و همچنین شاید امروز در جهان ما صدها میلیون سنی باشد که پیرو سنت معاویه اند نه سنت رسول الله(ص). شیعه ای که پیرو سلاطین صفوی یا سردمداران جبار بعد از آنها باشد، شیعه که سهل است، رافضی هم نیست و سنیی که پیرو سنت خلیفه باشد نه سنت رسول الله(ص)، همان شیعه ی جامعه است. فرقی ندارد شیعه یا سنی بی خاصیت هردو یکی است. سنی رسول الله و شیعه ی علی باز هم هردو یکی است. تکلیف خود را مشخص کنیم : با خاصیت یا بی خاصیت؟؟؟! *عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید * * * ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی*
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 2:58
......
|
|......
نظر علامه عسگری و روایتی از عایشه: در ارتباط با مطالب مندرج در این وبلاگ قسمتی از مقدمه ی کتاب "یکصد و پنجاه صحابی ساختگی" تألیف استاد علامه عسگری را می آوریم، امید است با پیگیری دقیق و عمیق این مطالب بتوانیم ابعاد پنهان خیانت را درک کرده و اسلام و قرآن و معصومین(ع) را هرچه بهتر بشناسیم. "در روایتهای سیره و تاریخ آنقدر نعل وارونه زده اند که حساب ندارد، و در آنها چنان نموده اند که قاتل را مقتول و ظالم را مظلوم ، شب را روز و روز را شب نشان داده اند. پاکترین و پارساترین صحابه ای چون ابوذر، عمار و حجربن عدی را مردمی تبهکار و سفیه و اخلالگر معرفی کرده، کسانی چون معاویه، مروان حکم، ابوسفیان و زیاد را افرادی پاک و مبرا و مرد خدا! شناسانده اند. آنقدر در حدیث و سیره ی پیامبر حدیث دروغ و افسانه های زننده انباشته شده است که با وجود آنها پی بردن به اسلام صحیح در حد محال است و وجود آن احادیث دروغ باعث آن گردیده است که اسلام [به مفهوم عملی] بد آموخته شود." در ادامه علامه مثالی می آورد که بصورت مختصر چنین است: روایتی از عایشه مضمون روایت چنین است که: عایشه نقل می کند، در یکی از سفرهای پیامبر که من همراه او بودم، گردنبندم گم شد. پیامبر سپاه خود را برای یافتن گردنبند من متوقف کرد. لشکر بار بیفکند. آنجا سرزمینی بی آب و علف بود و مردم با خود آب نداشتند. صبح در حالیکه پیامبر سر بر ران من گذاشته و خوابیده بود ابوبکر (پدرم) آمد و گفت پیامبر و مردم را در اینجا حبس کرده ای که چه؟ مردم آب ندارند، میخواهند وضو بگیرند و.... پیامبر از خواب بلند شد و خداوند آیه ی تیمم را نازل کرد. در آخر ماجرا که عده ای به تعریف و تمجید عایشه و ابوبکر پرداختند و سپاه آماده ی حرکت شد، گردنبند از زیر شتر پیدا می شود. علامه ادامه میدهد که اولا در این سفر امکان چنین توقفی به دلیل درگیری بین مهاجر و انصار که از اختلاف در آب کشیدن از چاه در منزل قبلی بروز کرده بود، وجود ندارد. چون پیامبر دستور حرکت مداوم داده بود تا اختلاف عود نکند. دوم اینکه شأن نزولهای دیگری نیز برای آیه ی تیمم نقل شده است. سوم اینکه در قرآن حکم وضو و غسل و تیمم باهم آمده است. چهارم اینکه قبل از آنکه آیه ی تیمم بخاطر عایشه نازل شود مسلمین چه میکردند؟ پنجم اینکه چه دلیلی دارد یک فرمانده نظامی برای رضایت همسرش از خود بیخود شود و سپاه را در چنین شرایطی متوقف کند تا چه رسد به پیامبر حکیم؟ ششم و از همه مهمتر اینکه پیامبر اسلام در این روایت سبکسر، شهوت ران و بیخرد نشان داده شده است. • (راستی احتجاج معاندین اسلام برای اهانت به مقدسات ما غیر از این روایات است که در متون دینی و نقل عوام هم کم نیست؟؟؟!...)
نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 20:47
......
|
|......